نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٠ - سخن گفتن با مردم در خردى و بزرگى
اناجيل نيز از اين نكته ساكت است.
در انجيل لوقا نقل شده كه: «در ايام هيروديس پادشاه يهوديّه كاهنى زكريا نام از فرقه ابيّا بود كه زن او از دختران هارون بود واليصابات نام داشت ... اليصابات نازاد بود ... و واقع شد كه چون به نوبت فرقه خود در حضور خدا كهانت مىكرد ... ناگاه فرشته خداوند به طرف راست مذبح بخور ايستاده بر وى ظاهر گشت ... فرشته بدو گفت اى زكريا ترسان مباش ... و زوجهات اليصابات براى تو پسرى خواهد زاييد و او را يحيى خواهى ناميد ... و بعد از آن روزها اليصابات حامله شده مدت پنج ماه خود را پنهان نمود ... در ماه ششم جبرائيل فرشته از جانب خدا به بلدى از جليل كه ناصره نام داشت فرستاده شد ... پس فرشته نزد او (مريم) داخل شده او را به عيسى بشارت داد و گفت اين خالهات اليصابات است كه او نيز در پيرى به پسرى آبستن شده. در همين روزها مريم به شهر يهودا نزد اليصابات رفت و بدو سلام كرد و سه ماه نزد او ماند و سپس به خانهاش در ناصره بازگشت. وقتى دوران باردارى اليصابات پايان يافت، پسرى زاييد و همسايگان و خويشان شنيدند و شاد شدند. و در روز هشتم آمدند تا او را ختنه كنند و به اشاره پدرش، نام يحيى بر او نهادند، در حال دهان و زبان گشود و سخن گفت و خداى را مبارك خواند ... پس همه از اين رويداد غريب در شگفت