نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٣ - داستان صليب
ارزشمندى را ضايع كردهام.
سپس مىافزايد: آيا پس از اين همه كسى گمان مىبَرَد كه انكار مسأله صليب از بدعتهاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باشد[١] حال آن كه مسأله به صليب كشيده شدن و كشته شدن عيسى ميان خود مسيحيان نيز مورد اتفاق نيست؛ بلكه از گروههاى مسيحى نيز كسانى آن را انكار كردهاند؛ از جمله «ساطرينوسيان»، «كاربوكراتيان» و «بوليسيان». اينان و بسيارى ديگر هرگز نپذيرفتهاند كه مسيح در آن شبنشينى حضور داشته و بر روى دار مرده باشد.
آنچه گفته شد در كتابهاى درسى تاريخ كه در مدارس لاهوت انگليس تدريس مىشود و «موسى هيم» نام دارد ثبت شده است. اينك اعترافاتى از دانشمندان مسيحى جهت آگاهى بيشتر:
١. موسيو «ارادوار سيوس» معروف، يكى از اعضاى انستيتو فرانسه در پاريس، كه به افكار ضدّ اسلامى شهرت دارد در كتاب: اعتقادات مسلمانان در باب برخى از مسائل مسيحى صفحه ٤٩ مىگويد: قرآن كشته شدن و به دار كشيده شدن عيسى را انكار كرده مىگويد كسى شبيه او بوده و يهود به اشتباه افتاده گمان بردند كه او را كشتهاند. او مىافزايد آنچه قرآن مىگويد گروههايى از مسيحيان نيز گفتهاند؛ مانند «باسيليديان» كه معتقدند هنگامى كه عيسى به سمت محل چوبه دار مىرفت؛ «سيمون» سيرناى را كاملًا شبيه خود گردانيد و خود پنهان شد. نيز «سر نتيان» اعلام كردهاند كه يكى از حواريان عيسى به جاى او به صليب كشيده شد. او به فصلى از سخنان حواريين دست يافته. كه سخنش همان سخن «باسيليديان» است و انجيل برنابا به صراحت اسم كسى را كه به جاى عيسى به صليب رفت ذكر مىكند و او همان «يهودا» است.
[١] . اين انكار، نفعى براى او نداشته، بلكه اثبات آن بيشتر به سود او بود، زيرا يهود زمان او در پى كشتن بهناحق پيامبران بودند، و كشته شدن عيسى به دست آنان بهترين دليل بر اين مدعا بود. و اين نشان مىدهد كه پيامبر صلى الله عليه و آله تنها در پى اعلام حقيقت بود و بس.