نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٦ - «و استوت على الجودي»
موصل كه كشتى نوح عليه السلام بر آن آرام گرفت. سپس عين عبارت تورات را براى استشهاد آورده: «و كشتى در فلان ماه و فلان روز بر جودى نشست» و افزود كه اين ترجمه عربى حرف به حرف تورات است.[١]
ما نمىدانيم اصل عبارت تورات چه بود كه او اين گونه ترجمه كرده، شايد چون رومى الأصل بوده از سوى ارامنه مسيحى به او تلقين شده است. فرزندان اسلام نيز اينگونه تحت تأثير تلقينات موهوم اهل كتاب قرار گرفتند!
در پس اين همه زياده گويىهايى است كه از مفسران گذشته و حال سرزده- سوگمندانه- بدون هيچ درنگ و تحقيقى و چه بسا نمونه آن در جاى جاى تفسير ديده مىشود، كه از جمله معروفترين و زشتترين آنها تفسير ذوالقرنين به اسكندر كبير است.
از جمله نمونههاى اين توهم- چنان كه محقق شعرانى يادآور شده[٢]- باور چنين طوفان غير ممكن است[٣] كه لازمهاش اين است آب قلّههاى سر به فلك كشيده را نيز پوشانده و بعد كه آب كم كم نشست كرده كشتى بر قلهاى با پنج هزار متر ارتفاع قرار گرفته باشد!
قابل توجه اينكه اين مفسرين پنداشتهاند كلمه «جودى»- با فرض اينكه نام كوهى است- واژهاى غير عربى و تعريب شده است سپس در هر كوه و كشور به راه افتادهاند تا شايد اصل آن را پيدا كنند كه آيا جورداين است يا جورداى يا قوردو يا نامى ديگر.
اما با توجه به اينكه اين واژه ريشه عربى سره دارد و كاربرد آن در عرب جاهلى نيز سابقه داشته ديگر پندار ياد شده توجيهى نخواهد داشت. اميّه بن صلت مىگويد:
|
سبحانه ثمّ سبحاناً يعود له |
وقبله سبَّح الجودىّ والجُمُد |
|
جودى- كه از ريشه جود است- زمينى بلند است كه اگر باران بر آن ببارد گياه خود را جود مىكند و بار دو چندان مىدهد، و جُمُد زمين پست است كه گياهى
[١] . معجم البلدان: ٢/ ١٧٩.
[٢] . فرهنگ لغات قرآن شعرانى، ١١/ ١٤٤( ذيل تفسير ابوالفتوح رازى).
[٣] . غير ممكن به طور معمول؛ كه البته دليلى هم براى وقوع چنين معجزهاى وجود ندارد.