نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٥ - انواع سحر
اهل سنت براى اين باور خويش به روايات بىپايهاى استناد كردهاند كه مىگويد:
يهوديان، پيامبر را چنان سحر كردند كه همواره خيال مىكرد كارى را انجام داده حال آن كه انجام نداده بود و دروغهاى رسواى ديگرى از اين دست كه پيش از اين گذشت.
وحشتناكتر از همه حواشى ابن منير اسكندرى بر تفسير كشاف است كه در حاشيه سخن زمخشرى ذيل آيه «سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ» كه مىگويد: «يعنى با حيله و شعبده خيال آفرينىهايى كردند كه واقعيت نداشت» مىنويسد:
«اين باور معتزله است، اما اهل سنت اعتقاد دارند كه سحر واقعيّت دارد و امكان اين هست كه ساحر به هوا صعود كند يا چنان كوچك شود كه در سوراخى كوچك فرو رود و براى خداوند نيز محال نيست كه ساحر را به راههاى قدرت بر چنين امورى رهنمون شود، اين اعتقاد درست و واقعى است. اينها را بدان جهت گفتم كه سخن زمخشرى اشاره به انكار سحر دارد اما اين تصريح قاطعانه قرآن دهان او را مىبندد و جاى چون و چرا براى او نمىگذارد و نمىگذارد همانند معتزله اين واقعيّت را چشمبندى و شعبدهبازى بنامد و يقيناً شعبده اين تأثير را ندارد كه دست ابن عمر را بپيچاند يا در پيامبر چنان تصرف كند كه خيال كند با همسرانش تماس داشته حال آنكه نداشته با آن كه اين گونه امور واقعيّت داشته و روايات بسيارى در باب آن رسيده است!! مهم اين است كه هر آنچه واقع شده در تحت قدرت خداوند بوده است».[١]
آنچه ابن منير ادعا كرده و به اهل سنّت نسبت داده تنها اعتقادات كهنه اشعرى است، اما دانشمندان معاصر اهل سنت با برادران صاحبنظر و محقق خويش همراهند و اعتنايى و ارزشى به اين ياوهها نداده جايگاهى براى سحر جز فريب و تخيّل بىاساس يا سخنچينى و جدايى افكنى يا سرگرمى مناسب مجالس شادى نمىشناسند.
شيخ محمّد عبده مىنويسد: سحر نزد عرب هر چيزى است كه خاستگاه آن لطيف و ظريف و ناپيدا باشد. خداوند در قرآن سحر را خيالاتِ چشم فريب و غير واقعى توصيف كرده است. وى پس از ذكر آيات مربوطه مىگويد: مجموع اين تصريحها بر اين دلالت دارد كه سحر يا حيله است يا شعبده يا هنر، و صنعتى ظريف
[١] . پاورقى الكشاف، ٢/ ١٤٠.