نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١ - وحى يگانه منبع قرآن
پيشين است؛ اما اين واقعيت مشهود، پس از آن كه پذيرفتيم كه بن مايه و آبشخور همه آيينها يكى است، ديگر دليلى بر مدعاى ياد شده نخواهد بود:
«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»[١]
بگو اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم؛ كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم، و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.
آنچه گفته شد افزون بر تفاوت فاحشى است كه ميان تحريفات ته مانده كتابهاى آسمانى، با چهره تابناك قدسى قرآن كريم ديده مىشود؛ قرآنى كه همواره از سوى خداوند نگاه داشته مىشود و خود فرمود:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[٢]
همانا ما اين قرآن را نازل كرديم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود.
اين گزيده سخن در اين باب؛ و اينك به تفصيل آن مىپردازيم:
بسيارى از مستشرقان در تأليفات خود، با همان روش كه درباره ساير اديان به پژوهش پرداختهاند؛ سخن از اسلام و قرآن گفتهاند؛ يعنى با اين باور كه هيچ ارتباطى با وحى آسمانى ندارند. بدين رو در عرف ايشان طبيعى مىنموده كه از اينجا و آنجا منابعى دست و پا كنند كه تأمين كننده اين آيينها در طول تاريخ بوده باشد. حتّى مستشرقانى كه تظاهر به مسيحى بودن داشتهاند، صورى بوده و نه از سر باور راستين.
جز آن كه مسيحى بودن ايشان- هرچند در ظاهر- از انگيزههاى جدى ايشان در تهاجم عليه اسلام و بدبينى نسبت به آن بوده و اين همان خاورپژوهى دينى است كه فرزندان و اتيكال دنبال مىكردهاند و پيشگامان نخستين آن مردان كنيسه و دانشمندان كليسا بودهاند كه بر اين حركت همواره اشراف داشته و در سدههاى گذشته همواره بدان جهت مىدادهاند. اهداف اين گروه از اين گونه تلاشها موارد زير بوده است:
١. ضربه زدن به اسلام و دگرگون كردن حقايق آن.
٢. هوادارى از مسيحيان در برابر خطر گسترش اسلام، با فاصله انداختن ميان
[١] . آل عمران/ ٦٤.
[٢] . حجر/ ٩.