نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٩ - روسفيدان و روسياهان در رستاخيز
چهرههاشان را پوشانده است.
در آيه ديگر مىخوانيم: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ، إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ. وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ، تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ»[١] كه وجوه ناضره يعنى انسانهايى خرم و شادمان، با چهرههايى باز و گشاده كه برق درخشش (ناشى از) لذّت حضور و طعم شيرين نيك بختى جاودانه در آن موج مىزند، و به انتظار پاداش و رحمت پروردگار خويش نشستهاند. «فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً»[٢] خدايشان آفت روز واپسين را از ايشان دور گردانيده، موجى از خرمى و شادمانى به استقبالشان گسيل داشته، چندان كه «تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ»[٣] شادابى نعمتهاى الهى را در چهرهشان به روشنى مىبينى.
اما وجوه باسره، درماندگان ترشروىاند كه ظلمت و تيرگى ترس، و وحشت شديد از آن سوسو مىكشد زيرا «تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ» از مصيبت پيش رو مىترسد كه عذابى است كمر شكن
بنابر آنچه گذشت، قرآن در اين زمينه چهار گونه تعبير دارد:
«تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ» (سياهى و سفيدى چهرهها)
«وَوُجُوهٌ نَاظِرَةٌ وَوُجُوهٌ بَاسِرَةٌ» (چهرههاى خرم و چهرههاى دژم)
«وَوُجُوهٌ مسفره و وَوُجُوهٌ مُغْبِرَةٌ» (چهرههاى درخشان و چهرههاى غبار گرفته)
«وَوُجُوهٌ اغشيت قطعا من الليل مظلماً» (چهرهايى پوشيده از شب تار).
تعبيراتى چونان سياهى و دژمى و غبارگرفتگى و پوشيدگى از ظلمت همه از يك واقعيّت پرده بر مىدارد كه همان تيرگى و تاريكى است كه در اثر گرفتگى و اندوه، چهره را فرا مىگيرد و هرگز به معناى رنگ پوست نيست، آن گونه كه معترض پنداشته بود.
[١] . قيامة/ ٢٥- ٢٢.
[٢] . انسان/ ١١.
[٣] . مطففين/ ٢٤.