نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٢ - سخنى درباره سحر در قرآن
مىكردند حركت مىكند كه در واقع چنين نبود بلكه تخيّل و فريبكارى بود. نيز گفتهاند: مارهاى ساحران عصاهايى تو خالى بود كه با جيوه پر شده بود، و ريسمانها نيز از چرم لوله شده پر از جيوه ساخته شده بود و قبل از آن زير ميدان را نقبهايى زده بودند و آتشدانهايى در آنها جاسازى كرده بودند كه پر از آتش بود بدين گونه تا عصاها و ريسمانها افكنده شد و جيوهها حرارت ديد شروع به حركت كرد كه اين خاصيّت جيوه است، و خداوند خبر داده كه اين فريب و چشمبندى بود كه واقعيّت نداشت. همچنين عرب نوعى از زينتها و زيورآلات را مسحور مىنامد يعنى بدلىجات كه چشمها را مىفريبد و واقعى مىنمايد.[١]
شيخ محمّد عبده نيز در تفسير خود- پس از نقل سخن جصّاص- همين نظريه را پذيرفته گويد: بنابراين منظور از جادو كردن چشمان مردم! همين نقشه فنّى بود اگر گزارش ياد شده راست باشد. همچنين احتمال مىرود ترفند ديگرى به كار رفته باشد مثلا گازها و دودهايى پخش كرده باشند كه در چشمها تأثير گذاشته باشد يا مثلا عصاها و ريسمانها را به شكل مار ساخته و نقاشى كرده آنها را با وسائلى مانند نخهاى نامرئى و مانند آن به حركت در آورده باشند كه اين گونه كارها از جمله روشهاى تردستى است و سيميا ناميده مىشود[٢] كه در زبان يونانى به معناى شعبده و چشمبندى و تردستى است يعنى استفاده از حركات سريع كه تصويرها و شكلهايى غير واقعى نمايش مىدهد و چه بسا به كمك مواد شيميايى نامرئى انجام مىشود كه در طول تاريخ و تا به امروز معمول بوده و هست و به منظور سرگرمى در مجالس لهو و جُنگهاى شادى و در مناسبتها و اعياد از آن استفاده مىشود.
زمخشرى گويد: «سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ» يعنى با فريب و شعبده نمايش دادند و تخيّلاتى كه واقعيّت نداشت آفريدند.[٣]
[١] . احكام القرآن جصّاص، ١/ ٤٢- ٤٣.
[٢] . تفسير المنار، ٩/ ٦٧.
[٣] . الكشاف، ٢/ ١٤٠.