نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٢ - تنبيه بدنى زن
مىآمد كه رويارويى با آن بدون تمهيد مقدمات لازم ممكن نبود، اما اسلام در برابر آن ايستاد، ولى نه به گونه علنى و صريح، بلكه با خاستگاههاى فراقومى آن مبارزه كرد و راههاى مشروعيت آن را بست، به جز راه قدرت يافتن بر محاربان در ميدان جنگ را- كه تنها شركتكنندگان در نبرد بر ضد اسلام را شامل مىشد- نه ديگران و نه زنان و كودكان و سالخوردگان را، و به گونه قاطع هر گونه امكان بردهگيرى را منسوخ كرد. آن گاه افزون بر اين، راه را براى آزادسازى بردههاى موجود به شكلهاى گوناگون بازگذاشت كه در جاى خود به تفصيل آمده است.
اتخاذ چنين روش و تدبيرى براى ريشه كن كردن عادتهاى حكمفرماى جاهلى را در اصطلاح، «نسخ تمهيدى» زمانبندى شده ناميدهايم. نسخى كه زمينههاى آن در صدر اسلام و در عهد پيامبر فراهم شده است.
مسأله قواميت مرد بر زن نيز در محدوده عام كه شامل زدن شديد دردآور زن شود از جمله همين مسائل است. بنابراين اگرچه در قرآن آمده ولى از سوى آورنده شريعت به گونهاى تفسير شده كه تعديل آن را در آن زمان و ريشه كن ساختن آن را در دراز مدت موجب شود.
اولًا، زدن در آيه به گونه غير مبرّح تفسير شده؛ يعنى زدنى كه سخت دردآور نباشد كه در واقع زدن نيست، بلكه دست كشيدنى است با ظرافت ويژه. از همين رو مقيد شده كه با تازيانه و چوب و وسيله ديگر نباشد، مگر چوب نازك سواك كه انسان با آن مسواك مىزند. اين در واقع دلالت آيه را خنثى مىكند و حق تنبيه بدنى و آزار رسانى زن از سوى مرد را يكسره نفى مىكند.
ابن جرير از عكرمه نقل كرده- ذيل آيه- كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر شما را در انجام كار نيك نافرمانى كردند بزنيدشان؛ ولى زدن غير مبرّح» و همين روايت را به نقل از حجاج بن مزاحم نيز آورده با اين افزونى كه غير مبرّح را به غير مؤثر تفسير كرده، يعنى زدنى كه تأثيرى در تغيير رنگ پوست بدن حتّى به اندازه سرخ شدن نداشته باشد.
عطا مىگويد: به ابن عباس گفتم: زدن غير مبرّح چگونه است؟ گفت: با چوب مسواك و مانند آن.