نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٧٨ - پاسخهاى قطب الدين راوندى به برخى شبهات
ديگران از آن بى خبر بودند، اعلام كرده است. بر اين اساس، هيچ تنافى ميان دو آيه نيست. ضمناً در جاى خود اشاره خواهيم كرد كه جمله «قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا» در اصل، سخن خود آنان است و خداوند قول آنان را نقل فرموده است.
پرسش: قرآن درباره حضرت مريم عليها السلام تعبير «يا أُخْتَ هارُونَ»[١] را به كار برده است، در حالى كه مريم عليها السلام برادرى به نام هارون نداشته است!
پاسخ: قبلًا در اين باره به تفصيل سخن گفتهايم كه مراد از كلمه أخت يا أخ، برادرى يا خواهرى نسبى نيست، بلكه انتساب و وابستگيهاى قوم و قبيله مورد نظر است؛ زيرا مريم عليها السلام از سلاله هارون است و همان گونه كه اگر كسى منتسب به قبيله كليب باشد، هنگام خطاب به او مىگويند: «يا أخا كليب»، جناب مريم عليها السلام هم چون از نسل هارون و قبيله اوست، به او گفتهاند «يا أُخْتَ هارُونَ».
پرسش: گفتهاند كه تكرار، مخلّ فصاحت كلام است، در حالى كه شاهد تكرار آياتى از قرآن هستيم؛ مانند تكرار آيه در سوره الرّحمان، همچنين در سوره مرسلات و در بعضى از داستانها. چگونه قرآن فصاحت را ناديده گرفته است؟
پاسخ: تكرار، چه از نوع لفظى و معنوى باشد؛ مانند «عَجِّل عَجِّل» يا فقط از نوع معنوى باشد؛ مثل «أطِعني ولا تعصني»، براى تأكيد و مبالغه است و اين امر، نه تنها به فصاحت سخن آسيب نمىرساند، بلكه گاه مايه زيبايى و شيوايى آن مىشود. البّته اگر تكرار زايد و بىفايده باشد، لغو خواهد بود و در اين صورت، مورد نكوهش اهل فصاحت و بلاغت است.
آنچه از كتاب «الخرائج و الجرائح» راوندى نقل كرديم، در اينجا به پايان مىرسد. شايان ذكر است كه ما براى توضيح بيشتر، گاهى عبارات راوندى را نقل به معنا كرديم و گاهى هم تصرفاتى داشتيم.
درباره تكرار در قصّهها نيزدر ج ٥ كتاب التّمهيد توضيح دادهايم كه قرآن در تكرار قصّهها در هر مورد نكته جديدى را مورد نظر دارد كه با ساير موارد متفاوت است. بنابراين گرچه در ظاهر تكرار به نظر مىرسد ولى حقيقت آن تكرار نيست.
[١] . مريم/ ٢٨.