نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٧٤ - پاسخهاى قطب الدين راوندى به برخى شبهات
نزد قوم يهود، همان جايگاه و احترام حضرت موسى عليه السلام را داشت؛ چون اگر عُزير نبود، آئين يهود از ميان مىرفت و نشانى از اسرائيل باقى نمىماند.
شايان ذكر است كه عُزير همان عَزرا، فرزند سِرايا و او نيز فرزند عَزَريا پسر حِلْقيا[١] است و عرب، طبق شيوهاى كه در تعريب نامها و كلمات دارد، آن را تصغير و تعريب كرده و عُزَير خوانده است؛ چنان كه كلمه «يسوع» را به «عيسى» تغيير داده است.
«عَزرا» معاصر پادشاه هخامنشى (اردشير اوّل)، معروف به «دراز دست» بود.
اردشير در سال ٤٦٥ پيش از ميلاد، پس از پدرش خشايارشاه به سلطنت رسيد و در سال هفتم حكومتش (٤٥٨ پيش از ميلاد) نويسندهاى ماهر، يعنى «عَزرا» را با گروهى ازيهود كه قبلًا از اسارت بابل آزاد شده بودند، به اورشليم فرستاد و مقدار زيادى پول و امكانات در اختيارشان نهاد و به عَزرا دستور داد تا بيت المقدّس را آباد كند و شريعت خداوند را دوباره زنده كند و نوشتهاى به او داد كه در آن دستور كامل برپايى مجدّد آيين بنى اسرائيل و احياى مراسم و شعاير آنان را داده بود؛ از جمله به او فرمان داده بود كه حاكمان و قضاتى را بگمارد و كشور را براساس آيين آسمانى آباد سازد.[٢]
در دايرة المعارف يهودى انگليسى، چاپ ١٩٠٣ ميلادى آمده است: دوران شكوفايى و رشد تاريخ امّت يهود در روزگار «عَزرا» بوده است و اگر موسى عليه السلام آيين يهود را نمىآورد، جناب «عزرا» شايستگى اين امر مهم را داشت؛ زيرا او در زمانى كه شريعت يهود فراموش شده بود، دوباره آن را زنده كرد.[٣]
بر اين اساس، حضرت عزرا در كلامى كه طى آن، پروردگار خويش را مىستايد، مىگويد: «مبارك باد اى خداى پدران ما كه چنين اراده و علاقهاى را در دل پادشاه قرار دادى تا خانهات را در اورشليم زينت كند و در برابر پادشاه و مشاوران و همه مسئولان مقتدرش، رحمت خويش را بر من گسترانيدى ...»[٤].
اين بود كه چنين جايگاه رفيعى براى «عزرا» در ميان بنىاسرائيل فراهم شد، تا جايى كه لقب «ابن اللَّه» را به نشانه تكريم و بزرگداشتن به وى دادند.
[١] . تورات، سِفر عزرا، اصحاح ٧.
[٢] . تورات، سِفر عزرا، اصحاح ٧/ ٨- ٢٦.
[٣] . تفسير المنار، ١٠/ ٣٢٢.
[٤] . تورات، سِفر عزرا، اصحاح ٧/ ٧- ٨.