دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١ - ٤/ ٧ ١ تبعيد ابو ذر
٤/ ٧
مجازات كردن مخالفانِ بدعتهايش
٤/ ٧ ـ ١
تبعيد ابو ذر
١١٥٧. شرح نهج البلاغة: چون ابو ذر بر عثمان وارد شد، عثمان به او گفت: چشمت روشن مباد، اى جُنَيدِب!
ابو ذر گفت: من، «جُنَيدب» هستم كه پيامبر خدا مرا «عبد اللّه» ناميد. پس، نامى را كه پيامبر خدا مرا بدان ناميد، بر نام خودم ترجيح دادم.
عثمان گفت: تو كسى هستى كه مىپندارى ما مىگوييم: «دست خدا بسته است و خدا نيازمند است و ما بىنيازيم»[١]؟
ابو ذر گفت: اگر چنين نمىپنداشتيد، مال خدا را براى بندگانش خرج مىكرديد. من شهادت مىدهم كه شنيدم پيامبر خدا مىگويد: «چون پسران ابو عاص سى نفر گردند، مالخدا را در ميان خود دست بهدستمىگردانند و بندگان خدا را برده خود مىكنند و دين خدا را سرمايه مىسازند».
عثمان به حاضران گفت: آيا اين را از پيامبر خدا شنيدهايد؟
گفتند: ما نشنيدهايم.
عثمان گفت: واى بر تو، اى ابو ذر! آيا بر پيامبر خدا دروغ مىبندى؟!
ابو ذر به حاضران گفت: آيا گمان نداريد كه من راست مىگويم؟
گفتند: نه؛ به خدا سوگند كه نمىدانيم.
عثمان گفت: على را برايم فرا بخوانيد.
او فرا خوانده شد و چون آمد، عثمان به ابو ذر گفت: حديثت را درباره پسران ابو عاص براى على باز گو.
[١]. اشاره به آيه ٦٤ سوره مائده است: (وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ ...)؛ يعنى يهود، فقر مردم را به سبب بسته بودن دست و عدم انفاق خداوند مىدانستند و خود را در برابر فقيران، مسئول نمىدانستند و بر آنها انفاق نمىكردند.( م)