فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٤٣ -       ديگرى گناه كرده و شما مرا مجازات مى  كنيد     
قرار دادند و گفتند: يا على! دشمن، تو را به كتاب خدا دعوت نموده است، دعوتشان را اجابت نما وگرنه تو را مى كشيم چنانكه ابن عفان را كشتيم. به خدا سوگند اگر اجابت نكنى ما اين كار را مى كنيم. امام در جوابشان فرمود: واى بر شما! من اولين كسى بودم كه به كتاب خدا دعوت نمودم و اولين كسى بودم كه آن را اجابت نمودم و سزاوار من نيست و دينم اجازه نمى دهد كه به كتاب خدا دعوت شوم و آن را نپذيرم. من با آنها براى اين مى جنگم كه به حكم قرآن گردن نهند اما آنها از فرمان خدا سرپيچى كردند و پيمان خدا را شكستند و كتاب خدا را كنار گذاشتند. من به شما گفتم كه آنها قصد فريب شما را دارند. آنها نمى خواهند به قرآن عمل نمايند.[١]
حرقوص بن زهير سعدى كه از افراد برجسته محكّمه اولى به شمار مى رود و قبل از عبدالله بن وهب راسبى نامزد رهبرى بود، از همان كسانى بود كه بر پذيرش حكميت پافشارى مى كرد ولى بعداً از نظرش برگشت و به گمان خود از كفرش توبه نمود و وقتى با زرعة بن برج طايى نزد على(عليه السلام)آمد، به او گفت: ما را به سوى دشمنانمان ببر تا با آنها بجنگيم. امام سرزنشش نموده گفت: من اين را از شما خواستم ولى شما مخالفتم نموديد. حالا ديگر بين ما و آنها پيمان بسته شده است.[٢]
آنها در اصرار خود تا حد تهديد زندگى امام پيش رفتند بدين معنى كه اگر امام خواسته آنان را نپذيرد او را خواهند كشت همانطور كه عثمان را كشتند. از اين رو امام جز پذيرش حكميت چاره اى نديد. آنها در بى حيايى و خشونت به
[١] ابن مزاحم: وقعة صفين ٥٦٠ ـ ٥٦٤ و منابع ديگر.
[١] طبرى: تاريخ ٤/٥٣.