فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٩ - ورود حكمان در موضوعى كه به آنها واگذار نشده بود     
اتفاق نظر دارند بر اينكه بيعتِ اهل حل و عقد از اهل مدينه بر تمامى مسلمانان حجت است.
طبرى از محمدبن حنفيه نقل مى كند: هنگام قتل عثمان - رض - نزد پدرم بودم. پدرم به خانه رفت. ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)نزد او آمدند و گفتند: اين مرد كشته شد و مردم از داشتن رهبر ناگزيرند و ما امروز غير از تو كسى را سزاوارتر به اين كار و با سابقه تر در اسلام و نزديكتر به رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نيافتيم. پدرم فرمود: دست از اين كار بِداريد زيرا من وزير و مشاور باشم بهتر است تا آنكه امير باشم. گفتند: هرگز! به خدا سوگند تا بيعت نكنيم نمى گذاريم. فرمود: حالا كه چنين است، بيعت بايد در مسجد و در حضور مردم باشد. بيعتِ مثل من نمى تواند پنهانى و بدون رضايت مسلمانان باشد. سالم بن ابى الجعد مى گويد: عبدالله بن عباس گفت: من راضى نبودم امام به مسجد برود و از بروز فتنه و آشوب عليه امام، مى ترسيدم اما امام جز با رفتن به مسجد حاضر به بيعت نشد. وقتى وارد مسجد شد، مهاجرين و انصار آمدند و بيعت كردند و پس از آن همه مردم بيعت كردند.[١]
آنهايى كه از بيعت با على امتناع ورزيدند آنگونه كه تاريخ نامهاى آنها را ثبت كرده است تعدادشان از ده نفر تجاوز نمى كند و اين نشانگر آن است كه فضاى بيعت، فضاى باز و آزاد بوده و هيچ گونه اكراه و اجبارى در كار نبوده است. از اين رو بيشترِ مردم بيعت كردند و عده كمى هم كه هوا خواه عثمان بودند مانند حسان بن ثابت، كعب بن مالك، مسلمة بن مخلد، زيد بن ثابت، نعمان بن بشير، محمد بن مسلمه، رافع بن خديج، فضالة بن عبيد و كعب بن عجره از
[١] طبرى: تاريخ ٣/٤٥٠.