فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٧ - ورود حكمان در موضوعى كه به آنها واگذار نشده بود     
٧ ـ بر فرضِ لزوم قصاص و نپذيرفتن اجتهاد آنها، آيا خليفه وقت حق دارد از قصاص بگذرد و آن را به ديه تبديل كند چنانكه عثمان درباره عبيدالله بن عمر كه هرمزان و جفينه دختر ابو لؤلؤ را بى گناه كشته بود، چنين كرد؟ اينها موضوعات مهمى بودند كه حكمان بايد از آن بحث مى كردند تا از قضيه سر بلند بيرون مى آمدند و با اين كار زنده مى كردند آنچه را قرآن زنده كرده بود و مى ميراندند آنچه را قرآن ميرانده بود اما ـ متأسفانه ـ حكمان در اين موضوعات كلمه اى نگفتند و به آن لب تر نكردند و بى شرمانه از روى آن گذشتند. براى يك محقق لازم است كه ارزش رأى حكمان را مورد بحث و بررسى قرار دهد. به همين لحاظ ما به اختصار از آن بحث مى كنيم تا خواننده متوجه شود كه رأى حكمان همانگونه كه امير المؤمنين فرمود، فاجعه ناگوارى بود. اينك بررسى آن:
بررسى محققانه آن ما را وادار به تأليف جداگانه اى مى كند كه مناسب حال اين كتاب نيست اما ما به طور گذرا و بسيط به آن اشاره مى كنيم: