فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٠٤ -       چاپهاى الجامع الصحيح     
نتوانند مگر با تحقيق ايمان به غيب زيرا او با هيچ يك از اوصاف مخلوقات وصف نشود. او يكتايى است كه همتا ندارد. «و هر آنچه را غير از خداوند بخوانيد باطل است و اوست خداوندى والامقام و بزرگوار.»
باب(١١) داستان يهودى با على بن ابى طالب:
(ربيع) گفت: اسماعيل بن يحيى خبر داد گفت: سفيان[١] از ضحاك نقل كرد، گفت: يك يهودى نزد على بن ابى طالب(عليه السلام)آمد و گفت: ياعلى! از چه زمانى پروردگار بوده است؟ على گفت: از چه زمان براى چيزى گفته مى شود كه در آغاز نبوده و بعد موجود شده است و حال آنكه خداوند موجودى است فارغ از قيد زمان و فارغ از قيد كيفيت و همواره از چگونگى به دور بوده است. قبلى براى او نيست. او قبل از قبل بوده است. غايتى ندارد و غايتى نيست تا غايت او به آن منتهى گردد. غايات به او پايان مى پذيرد و او غايت همه غايتهاست.
باب(١٢) داستان قصاب و على بن ابى طالب:
ابوقبيصه از عبدالغفار واسطى از عطاء خبر داد: على بن ابى طالب بر قصابى مى گذشت كه مى گفت: نه! قسم به كسى كه در پشت هفت آسمان مستور است بيشتر به تو نمى دهم! راوى مى گويد: على دست بر شانه قصاب زد و گفت: اى قصاب! خدا از خلقش مستور نيست. اين خلق است كه خود را از او مستور داشته است. قصاب گفت: آيا از سوگندم كفاره بپردازم؟ گفت: نه، چون تو به غير خدا سوگند خوردى.[٢]
[١] خ سنان.
[١] اينكه فرمود: تو به غير خدا سوگند خوردى، حضرت ظاهر لفظ را اعتبار كرده به خاطر انكار آنچه كه از قصاب شنيده بود و به خاطر شدت و سخت گرفتن بر گوينده آن و گرنه گوينده، قسم به خدا را اراده كرده هر چند در وصف خطا كرده است والله اعلم.