فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٠٣ -       چاپهاى الجامع الصحيح     
خلق مى بيند او را توهم نكند. چشمان او را نمى بينند و او چشمان را مى بيند.
باب (١٠) خطبه على:
ربيع مى گويد: ابان به ما خبر داد، گفت: يحيى بن اسماعيل از حارث همدانى برايم نقل كرد، گفت: به على خبر دادند كه گروهى از لشكريان او خداوند را تشبيه كرده و در اين باب راه افراط پيموده اند. راوى مى گويد: او براى مردم خطبه اى خواند. ابتدا حمد و ثناى الهى را به جا آورد و آنگاه گفت: اى مردم از اين عارقه[١] بپرهيزيد. گفتند: عارقه چيست يا اميرالمؤمنين؟ گفت: كسانى اند كه خداوند را به خودشان تشبيه مى كنند. گفتند: چگونه خدا را به خودشان تشبيه مى كنند؟ گفت: آنها حرفى را مى زنند كه كفار اهل كتاب آن را مى گويند چون آنها مى گويند: خداوند آدم را شبيه خودش خلق كرده است. خداوند منزه و بلند مرتبه تر از آن است كه مى گويند و منزه و بلند مرتبه تر از آن است كه برايش شريك قرار مى دهند بلكه او خداوند يگانه اى است كه نظير و مانندى ندارد. او وحدانيت و جبروت را براى خود خالص گردانيد و مشيّت، اراده، قدرت و علم به تمام هستى را برگزيد. در هيچ چيز او را منازعى نيست. همتايى ندارد تا با او برابرى كند و ضدى ندارد تا با او خصومت ورزد. نظيرى ندارد تا به او شباهت رساند. مانندى ندارد تا همشكل او تواند. امور بر او آشكار نگردد و احوال بر او جريان نيابد. حوادث او را در نيابد و او احوال را جريان دهد و احداث را بر مخلوقات نازل گرداند. توصيف كنندگان كنه حقيقت او را در نيابند و قلبها حدود جبروت او را درك نتوانند چون او را در ميان خلق شباهتى و در ميان اشياء نظيرى نيست. او را عالمان با خِردشان و صاحبان فكر با تدبير و انديشه شان درك
[١] در بعضى از نسخه ها فارقه دارد.