فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٠٦ - ٥ ـ ابويحيى عبدالله بن يحيى كندى (طالب الحق)     
را به او دادند. او ياران خود را فراخواند و آنان با او بيعت كردند. سپس به دارالعماره حمله كردند. در آن وقت ابراهيم بن جبله بن مخرمه كندى حاكم حضرموت بود. او را گرفتند و يك روز در حبس نگهداشتند و بعد آزادش كردند و او به صنعا رفت. عبدالله بن يحيى در حضرموت مقيم شد و پيروان او زياد شدند و او را «طالب حق» لقب دادند. سپس بر صنعا دست يافت و ضحاك بن زمل و ابراهيم بن جبله بن مخرمه را بازداشت كرده روانه زندان نمود. خزاين و اموال را گرد آورده به حفاظت آن پرداخت. سپس ضحاك و ابراهيم را آزاد كرد و گفت: شما را حبس كردم تا مردم گزندى به شما نرسانند. تشويشى به خود راه ندهيد. اگر مى خواهيد بمانيد و اگر مى خواهيد برويد و آنها رفتند.
وقتى عبدالله بن يحيى بر يمن استيلاء يافت خطاب به مردم گفت: ما شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش و پيروى هر آن كسى كه به اين دو دعوت كند، فرا مى خوانيم.
اسلام دين ماست و محمد پيامبر ماست و كعبه قبله ماست و قرآن پيشواى ماست. حلال را حلال مى دانيم و چيزى را به جاى آن نمى پذيريم و به بهاى اندك نمى فروشيم و حرام را حرام مى دانيم و آن را ترك مى كنيم. قدرت و قوت تنها از آنِ خداست و بر او شكايت مى بريم و بر او اتكا مى كنيم.
هر كسى زنا كند كافر است و هر كسى بدزدد كافر است و هر كسى شراب بخورد كافر است و هركسى در اينها شك كند كافر است. شما را به فرايض روشن و آيات محكم و آثارى كه به آن اقتداء شود، فرا مى خوانيم.