شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٨ - فرق ميان دعوت شيخ كامل واصل و ميان سخن ناقصان فاضل فضل تحصيلى بر بسته
است. «در اصطلاح عارفان روى عبارت است از انوار ايمان و فتح ابواب عرفان و رفع حجت از جمال حقيقت.» (كشاف اصطلاحات الفنون) عقيده: اين كلمه را بعض شارحان كنايت از موادى گرفتهاند كه در دوشاب جوشيده مىشود. عقيد: آب بعضى ميوهها چون بهى و سيب ... كه جوشانند. رب انگور. (لغتنامه، يادداشت دهخدا) آن چه جوشيده شود تا به قوام آيد. (لغتنامه) فرغرده: در لغتنامه آغشته و به هم سرشته معنى شده و همين بيت شاهد آمده است و پيداست كه از برهان قاطع و حاشيه دكتر معين نقل شده است. «فرغار» نيز به همين معنى است. صورتى از پرورده و به همان معنى است.
لد: جمع الد: لجوج.
تأكيدى است بر مطلبى كه در مطاوى مثنوى فراوان آمده است و آن اينكه متعلم بايد از عالمى درس گيرد كه علم او از جانب خدا افاضت شده و به نور حق نورانى گشته است. و به تعبير ديگر علم او لدنى باشد نه اكتسابى. اگر متعلم را محضر چنين معلم نصيب شد و خود را بدو سپرد بركت صحبت او وى را نورانى مىكند و دانش او به جاى اكتسابى ذاتى مىگردد.
|
خر دو سه حمله به روبه بحث كرد |
چون مقلد بد فريب او بخورد |
|
|
طنطنه ادارك بينايى نداشت |
دمدمه روبه بر او سكته گماشت |
|
|
حرص خوردن آن چنان كردش ذليل |
كه زبونش گشت با پانصد دليل |
|
ب ٢٤٩٦- ٢٤٩٤ طنطنه: در مثنوى به معنى آواز، كر و فر، و خود نمايى است:
|
موج طوفان هم عصا بد كو ز درد |
طنطنه جادو پرستان را بخورد |
|
١٠٧١/ ٤ ليكن در اين بيت به معنى قوت و نيروست.
سكته گماشتن: خاموش ساختن، مجاب كردن.