شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٩٤ - در بيان قول رسول
محمول به: آن چه در اصطلاح نحويان «خبر» گويند.
محمول عليه: آن چه در اصطلاح نحويان «مبتدا» گويند.
در جمله زيد قائم، زيد محمول عليه و قائم محمول به است. در جمله خبريهاى كه نوشته شد، قائم در صورتى محمول به خواهد بود كه زيد «محمول عليه» موجود باشد.
شرط و جزا: اشارت است به آيه كريمه: وَ صابِرُوا ... لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. (آل عمران، ٢٠٠) اين بيتها به ظاهر خطاب حكيم است به طاوس، اما در معنى ارشادى است آنان را كه از زيور دنيا و رتبت، جاه و مقام بهرهاى دارند. جهاد نفس باز داشتن نفس است، از آن چه خواهان آن است و در دسترس وى قرار دارد، و اگر كسى را جاه و مقامى نيست يا به تعبير مولانا پر او كنده و ريخته است، دشمنى ندارد تا به جهاد با او برخيزد، و به تعبير ديگر ترك شهوت هنگامى تحقق مىيابد كه شهوتى باشد و آن را ترك گويد در اين صورت است كه فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى (نساء، ١٣٥) امتثال شده است. نيز اگر خواهان چيزى باشى كه به دست آوردن آن حرام است صبر كردن از آن ممدوح است، اما اگر تو را ميلى بدان نباشد، صبر كردن بىمعنى است. پس به تعبير مولانا بايد محمول به محقق باشد تا محمولٌ عليه بر آن حمل شود و در اين بيتها اشارتى است بدان كه پى كار نرفتن و در گوشهاى نشستن و به عبادت پرداختن، جهاد با نفس و تحمل رياضت نيست. آن جهاد و رياضت هنگامى ممدوح است كه كسب كنى، مال ورزى و به مقامى برسى اما آن مال و مقام تو را نفريبد و بدان مغرور نشوى.