شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٣٠ - در بيان كسى كه سخنى گويد كه حال او مناسب آن سخن و آن دعوى نباشد چنان كه كفره، و لئن سألتهم من خلق السموات و الأرض ليقولن الله، خدمت بت سنگين كردن و جان و زر فداى او كردن چه مناسب باشد با جانى كه داند كه خالق سموات و ارض و خلايق الهى است سميعى، بصيرى
اين باشد كه لذت معصيتها را به حاسههايى دريابد كه در قسمت زيرين است و از جمله ران. با توجه بدان كه منى نيز به معنى منى است مىتوان گفت مولانا زنى را براى رعايت قافيت ممال كرده است در اين صورت «رفتن به منى» را مىتوان از مقوله ذكر لازم و اراده ملزوم گرفت.
سوء الكلام چيدن: سخنان زشت (غيبت مردمان) شنيدن.
بيخش اين دم است: اشارت است بدان كه توبه از گناه هنگامى پذيرفته است كه آثار مرگ پيدا نشده باشد.
ات: رستنى. كنايت از شاخ و برگ.
جمله ماضىها از اين ...: گناهان گذشته با توبه بخشوده شود كه: «التائب من الذنب كمن لا ذنب له.» سيئات مبدل شدن: گرفته از قرآن كريم است: إلا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فأولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات. (فرقان، ٧٠) از حالت زاهد كه نهان او خلاف ظاهر را نشان داد. به رياكاران مىپردازد كه اگر در اين جهان كسى از سر آنان واقف نگردد روز رستاخيز اعضاى بدن آنان بر هر كار حرام كه مرتكب شدهاند گواهى خواهد داد.
پس هر چه بهتر تا عمر به پايان نرسيده و در توبه باز است توبه خالص كنند و بدين مناسبت داستان توبه نصوح را به نظم در آورده است.