شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٣٣ - مثل شيطان بر در رحمان
|
ترك هم گويد اعوذ از سگ كه من |
هم ز سگ درماندهام اندر وطن |
|
|
تو نمىيارى بر اين در آمدن |
من نمىآرم ز در بيرون شدن |
|
|
خاك اكنون بر سر ترك و قنق |
كه يكى سگ هر دو را بندد عنق |
|
|
حاش لله ترك بانگى بر زند |
سگ چه باشد شير نر خون قى كند |
|
|
اى كه خود را شير يزدان خواندهاى |
سالها شد با سگى درماندهاى |
|
|
چون كند اين سگ براى تو شكار |
چون شكار سگ شدستى آشكار |
|
ب ٢٩٦٢- ٢٩٣٧ حاش لله: معاذ الله.
ايش شاء الله كان: هر چه خدا خواست، شد.
اشداء على الكفار: سختگيران بر كافران. قسمتى از آيه ٢٩ سوره فتح است در باره ياران پيغمبر ٦.
|
رو اشداء على الكفار باش |
خاك بر دل دارى اغيار پاش |
|
١٢٣/ ٢ و اينجا مثل گونه است براى راندن بيگانگان.
تتماج: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٢٢/ ٢.
وافى: وفادار. در اينجا كنايت از فرمانبر، مطيع.
آب روها را غذا كردن: اين بيت استفهام انكارى است. (هر گاه سگ تركمان، خوار دوستان و فرزندان اوست و بر دشمنان او مىتازد، خدا شيطان را كه آفريده اوست چگونه چنان قدرتى مىدهد كه آب روى بندگان نيك و بد او را ببرد. نه چنين است او تنها آبروى عام (سست ايمانان) را مىبرد كه گفت: فبعزتك لأغوينهم أجمعين. إلا عبادك منهم المخلصين. (ص، ٨٢- ٨٣) قربان: كنايت از فرمانبردار.
مريد: رانده.
سگ باسط: گرفته از قرآن كريم است در باره سگ اصحاب كهف: و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد: و سگشان دو بازوى خود را به آستانه غار گسترنده است. (كهف، ١٨) امر جو: منتظر فرمان.