شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١ - تفسير خذ أربعة من الطير فصرهن إليك
|
ز آن كه شيطانش بترساند ز فقر |
بارگير صبر را بكشد به عَقر |
|
|
از نُبى بشنو كه شيطان در وعيد |
مىكند تهديدت از فقرِ شديد |
|
|
تا خورى زشت و بَرى زشت و شتاب |
نى مروّت نى تأَنِّى نى ثواب |
|
|
لا جرم كافر خورد در هفت بطن |
دين و دل باريك و لاغر، زفت بطن |
|
ب ٦٣- ٥٣ آن حيات: حيات به حق و زندگى اخروى كه جاودانى است.
مَهْل: آهستگى.
أنات: درنگ.
صرفه بر: بهره گير. سود بر.
|
ور كنى او را بهانه آورى |
مفلس است او صرفه از وى كى برى |
|
٦٥٣/ ٢ فوات: از دست شدن.
مُؤْثِر: ديگرى را بر خود مقدم دارنده. چنان كه در قرآن كريم در وصف اين مردمان آمده است: وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ. (حشر، ٩) پاك جَيب: ممكن است جيب را به فتح جيم معنى كرد و براى رعايت قافيه به كسر جيم خوانده شود. در اين صورت به معنى پاك دامن و عفيف است ولى چندان تناسبى با مقام ندارد و ممكن است جيب به كسر اول و به معنى متداول امروز به كار رفته باشد، در اين صورت معنى آن دورى از كسب حرام است نظير: پاك دست.
تأَنى و پرتوِ رحمان:
|
كه تأنّى هست از رحمان يقين |
هست تعجيلت ز شيطان لعين |
|
٣٤٩٦/ ٣ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٤٩٦/ ٣) هَزَّه: تحريك، جنباندن.
تهديد شيطان به فقر: گرفته از قرآن كريم است: الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ. (بقره، ٢٦٨) بارگير: بار كش، اسب.