شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١٠ - اشارت آمدن از غيب به شيخ كه اين دو سال به فرمان ما بستدى و بدادى بعد از اين بده و مستان،
|
زر شدى خاك سيه اندر كفش |
حاتم طايى گدايى در صفش |
|
ب ٢٧٩٨- ٢٧٨٦ انبان بو هريره: در نظم و نثر فارسى به مثل آمده است:
|
بو هريره وار بايد بارى اندر اصل و فرع |
گه دل اندر دين و گه دستى در انبان داشتن |
|
(ديوان سنايى، ص ٣٦٥)
|
انبان بو هريره وجود توست و بس |
هر چه مراد توست ز انبان خويش جوى |
|
(ديوان كبير، بيت ٣١٩٤٦)
|
ز بهر نان غم انبان بو هريره شدى |
ز بهر آب بلا كوزه بليناسى |
|
(فلكى شروانى) اما انبان بو هريره چه بوده است. گمان مىرود انبان و آن چه در باره آن گفتهاند بر گرفته از حديثى است كه در مسند احمد ديده مىشود. و آن چه در فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ديوان كبير از دلائل النبوة آمده بر گرفته از اين روايت است. (مسند احمد، ج ٢، ص ٣٥٢) احمد از طريق عبد الله از پدرش به اسناد خود از ابو العاليه از ابو هريره روايت كند كه:
روزى با چند دانه خرما نزد رسول خدا ٦ آمدم و گفتم دعا كن تا خدا در آنها بركت نهد. رسول آن خرماها را پيش روى چيد و دعا فرمود و گفت آنها را در انبان بگذار و براى بيرون آوردن، دست در آن كن و خرما را از انبان بيرون مريز. من چند بار از آن در راه خدا دادم و مىخورديم و مىخورانديم. و آن انبان از پهلوى من جدا نمىشد چون عثمان كشته شد بند آن بريد و به زمين افتاد.
ابو هريره مدت چهار سال در خدمت پيغمبر ٦ بود و بيشتر از پانصد هزار روايت از طريق او از رسول ٦ نقل شده است. به سال ٥٧ يا ٥٨ در حكومت معاويه در گذشت.
تحشير: در فرهنگها «تنگ داشتن نفقه بر اهل و فرزندان» معنى شده و گويا اين معنى را از همين استعمال گرفتهاند. در فرهنگهاى معتبر عربى باب تفعيل از «حشر» ديده نمىشود.