شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٥٣ - جواب گفتن خر روباه را
جواب گفتن خر روباه را
|
گفت از ضعف توكل باشد آن |
ور نه بدهد نان كسى كه داد جان |
|
|
هر كه جويد پادشاهى و ظفر |
كم نيايد لقمه نان اى پسر |
|
|
دام و دد جمله همه اكال رزق |
نه پى كسباند نه حمال رزق |
|
|
جمله را رزاق روزى مىدهد |
قسمت هر يك به پيشش مىنهد |
|
|
رزق آيد پيش هر كه صبر جست |
رنج كوششها ز بىصبرى توست |
|
ب ٢٣٩٢- ٢٣٨٨ توكل: در قرآن كريم است: و من يتوكل على الله فهو حسبه. (طلاق، ٣) و آيههاى ديگر نيز. عارفان توكل را گونه گون معنى كردهاند.
غزالى گويد: «توكل از جمله مقامات مقربان است و درجه وى بزرگ است ليكن علم وى در نفس خويش باريك است و مشكل و عمل به وى دشوار است ...» (كيمياى سعادت، ج ٢، ص ٥٢٧) «معنى توكل اعتماد دل است بر خداى.» (ص ٥٤٢) «چون خليل را بگرفتند تا در منجنيق نهند و به آتش اندازند گفت حسبي الله و نعم الوكيل.
چون در هوا بود جبرئيل به وى رسيد گفت هيچ حاجت هست گفت نه.» (كيمياى سعادت، ج ٢، ص ٥٢٨ به بعد) بدهد نان:
|
آن چنان كه عاشقى بر رزق زار |
هست عاشق هم بر رزق خوار |
|
٢٤٠٠/ ٥
|
مخور هول ابليس تا جان دهد |
همان كس كه دندان دهد نان دهد |
|
(سعدى) هر كه جويد ...: آن كه در پى كسب رضاى حق و به دست آوردن مقام والا باشد، رتبت