شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥١٠ - قصد انداختن مصطفى
اين مقبل: آن كه خود را در راه اجراى حكم حق فدا كند. و اشارت است به زاهد كه خمره مى را شكست نه چنان كه بعض شارحان گفتهاند به رسول ٦.
يا كرامى ...: اى عزيزان من بر عاشقان رحمت آريد كه سيرت آنان در آمدن در هلاكت پس از هلاكت است.
عفو كن تا عفو يابى: گرفته از حديثى است بدين مضمون: «ارحموا ضعفاءكم و اطلبوا الرحمة من الله.» (بحار الانوار، ج ١٠، ص ١٠٠) مو شكافتن: دقيق بودن.
قدر: اشارت است به جزاى اعمال در روز رستاخيز. (روز پاداش يا كيفر چنان دقيق به حساب مىرسند كه در دقت موى را مىشكافند. (تعبير مو شكافتن به معنى دقت در كتابهاى ادبى، از جمله تاريخ بيهقى، ديده مىشود.) ضمن آوردن داستانى كه چنان كه نوشته شد بىاساس است، به گفته ميانجيان در باره زاهد اشارت مىكند كه او خود را موظف مىداند، از منكرات منع كند. او براى خدا به كار برخاسته است و اگر در اين راه رنجى به وى رسد، در راه وظيفه است. اما بهتر كه تو بر او ببخشى تا خدا گناه تو را ببخشد. او سبوى تو را شكسته است تو خود بارها هنگام مستى سبو شكستهاى (كارى را كه نبايست كردن كردهاى).
و او خشم آلود پاسخ مىدهد كه كس را جرأت جسارت به ما نيست. چرا گستاخى كرد اكنون چرا خود را پنهان كرده است. او رياكار است و من بايد سزاى او را بدهم چنان كه در بيتهاى آينده خواهد آمد.
بعض شارحان گفت و گوى ميانجيان و امير را رنگ عارفانه دادهاند كه مير مظهر عاشق شيداست و زاهد رمز ظاهر بينان متعصب. اما نه چنين است گفت و گويى است ميان مردان حق و آنان كه به قدرت خود مىنازند و از شرع پروا ندارند و هر كس مزاحم آنان شود از ميان بر مىدارند. شراب را از خون آن كس كه آن را بر زمين ريخت گرامىتر مىشمارند و انتظار دارند آن كس كه به آنان تعرضى كرده همچنان بر جاى بايستد و نگريزد تا او را بكشند.