شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥١٤ - دوم بار دست و پاى امير را بوسيدن و لابه كردن شفيعان و همسايگان زاهد
|
اينت لطف دل كه از يك مشت گل |
ماه او چون مىشود پروين گسل |
|
|
نان چو معنى بود خوردش سود بود |
چون كه صورت گشت انگيزد جحود |
|
٣٩٩٣- ٣٩٩١/ ١ عقده: در لغت به معنى گره است و در اصطلاح علم نجوم محل تقاطع فلك حامل و مايل قمر است با سطح منطقة البروج اين تقاطع يا در رأس است و يا در ذنب. اگر خورشيد در عقده رأس و قمر در عقده ذنب باشد و مقابله تمام باشد خسوف واقع شود.
و اگر در عقده ذنب باشد كسوف خواهد بود.
|
ور مقابل نهمش نيز به يك وجه رواست |
تو چو خورشيد به رأس او چو قمر در ذنب است |
|
(انورى) عنوان بيتها چنان كه مىبينيم شفاعت همسايگان زاهد است نزد امير، اما به مناسبت ستودن آنان وى را، چنان كه عادت اوست وصف را متوجه انسان مىگرداند و عظمت او را گوشزد وى مىكند تا بهاى خود را بداند كه خليفه خداست و جوهر است و جز او همه اعراض. نبايد خود را دست كم بگيرد. و خويشتن را به بهره گيرى از لذتهاى دنياوى سر گرم سازد.