شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨٢ - در بيان آن كه مرد بد كار چون متمكن شود در بد كارى و اثر دولت نيكو كاران ببيند شيطان شود و مانع خير گردد از حسد، همچون شيطان كه خرمن سوخته، همه را خرمن سوخته خواهد أ رأيت الذى ينهى عبدا اذا صلى
عهد و قرض: اشارت است به قرآن كريم آيهاى كه ذيل بيت ١١٦٥ نوشته شد، نيز آيه:
من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا. (بقره، ٢٤٥) توانگرى: براى رعايت وزن بايد «تانگرى» خوانده شود.
دعاى خشك: دعايى كه با انفاق در راه خدا و يا اخلاص در عمل همراه نباشد.
نعم ما سعى: نيك كوشيد.
صاحب فن: كنايت از قدرت حق تعالى. اشارت است به قرآن كريم: و هزي إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطبا جنيا. (مريم، ٢٥) مسترد: باز گردانده.
سخن از وفاى به عهد است و قرضى كه به خدا داده مىشود. وفاى به عهد به سر بردن پيمان الست است كه بارها در مثنوى از آن سخن به ميان آمده و قرض داده به خدا طاعت اوست و عبادت و دعا به درگاه او كه از اين نعمت ما را بيشتر عطا فرما. چه فرمودهاى لئن شكرتم لأزيدنكم. و اگر توفيقى نصيب نشده است تا عملى صالح داشته باشى با آن دعا كه با تضرع همراه است از خدا بخواه تا در تو توانى پديد آيد تا به كردار نيك بپردازى چنان كه مريم چون از مردم كناره گرفت و به خدا رو آورد فرشته حق بر او ظاهر گرديد. خدا وفا كنندگان به عهد را وا نمىگذارد و اكرام خويش را در حق آنان افزون مىدارد. بلكه زمين و زمان را به آنان مىسپارد.