شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥٦ - تفسير أسفل سافلين إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم أجر غير ممنون
مختلف بيان شده است و آن اينكه اگر خواهان رسيدن به حقيقت هستى بايد بكوشى تا آن را برون از وسيلت دريابى و اگر در اين راه كوشا باشى و شكر حق را به جاى آرى، خدا چراغ معرفت را همچنان در دلت روشن نگه مىدارد و بر روشنى آن مىافزايد و اگر كفران كنى آن را از تو مىربايد.
|
شكر قدرت قدرتت افزون كند |
جبر نعمت از كفت بيرون كند |
|
٩٣٩/ ١
|
دولت رفته كجا قوت دهد |
دولت آينده خاصيت دهد |
|
|
قرض ده زين دولت اندر أقرضوا |
تا كه صد دولت ببينى پيش رو |
|
|
اندكى زين شرب كم كن بهر خويش |
تا كه حوض كوثرى يابى به پيش |
|
|
جرعه بر خاك وفا آن كس كه ريخت |
كى تواند صيد دولت زو گريخت |
|
|
خوش كند دلشان كه أصلح بالهم |
رد من بعد التوى أنزالهم |
|
ب ١٠٠٥- ١٠٠١ دولت رفته: جوانى و آن چه با از دست رفتن عمر به دست آمده. (مال و منال دنياوى) دولت آينده: كردههاى نيك كه ثمر آن پس از مردن به دست مىآيد.
أقرضوا: گرفته از قرآن كريم است: و أقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عند الله: وام دهيد خدا را وام نيكو و آن چه از نيكى براى خود پيشا پيش مىفرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت.» (مزمل، ٢٠) جرعه بر خاك وفا ريختن: بر عهدى كه با خدا نهاده پاى بند بودن كه: و أوفوا بعهدي أوف بعهدكم. (بقره، ٤٠) رد من بعد التوى: باز گرداند پس از تباه شدن (مالهاشان) نزلهاشان را.
انزال: جمع نزل: آن چه پيش مهمان نهند.
آن كه عمر خود را در راه به دست آوردن دنيا صرف كند و براى آخرت چيزى ننهد، پس از پايان عمر بيند گمراه بوده است و كردارش تباه، چنان كه خدا فرموده است: أضل أعمالهم. اما آن كه كردار نيك كند و برگ عيشى به گور خويش فرستد خدا كارش را درست كند كه فرمود: أصلح بالهم.
|
اى اجل وى ترك غارت ساز ده |
هر چه بردى زين شكوران باز ده |
|