شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٥٩ - جواب دادن روبه خر را و تحريض كردن او خر را بر كسب
جواب دادن روبه خر را و تحريض كردن او خر را بر كسب
|
گفت روبه اين حكايت را بهل |
دستها بر كسب زن جهد المقل |
|
|
دست داده استت خدا كارى بكن |
مكسبى كن يارى يارى بكن |
|
|
هر كسى در مكسبى پا مىنهد |
يارى ياران ديگر مىكند |
|
|
ز آن كه جمله كسب نايد از يكى |
هم دروگر هم سقا هم حائكى |
|
|
اين به هنبازى است عالم برقرار |
هر كسى كارى گزيند ز افتقار |
|
|
طبل خوارى در ميانه شرط نيست |
راه سنت كار و مكسب كردنى است |
|
ب ٢٤٢٤- ٢٤١٩ جهد المقل: اصطلاحى است. اندازه آن چه اندك مال، تواند بخشد. در حديث است: «اى الصدقة افضل قال جهد المقل». (نهايه) و معنى آن در اين بيت كوشيدن در حد توانايى است.
سقا: سقا. سقائى. سقاء: كسى كه به مردم آب دهد. سقائى در سالهاى پيش يكى از جمله پيشهها بود.
حائكى: جولاهكى. (ياء مصدرى از دروگر و سقا به قرينه حذف شده.) هنبازى: انبازى. همبازى: شراكت، همكارى.
افتقار: احتياج، نيازمندى.
راه سنت: پى روزى رفتن پيروى از سنت كردن است. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٣٨٢/ ٥)