شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٢١ - حكايت در تقرير اين سخن كه چندين گاه گفت ذكر را آزموديم مدتى صبر و خاموشى را بيازماييم
حكايت در تقرير اين سخن كه چندين گاه گفت ذكر را آزموديم مدتى صبر و خاموشى را بيازماييم
|
چند پختى تلخ و تيز و شور گز |
اين يكى بار امتحان شيرين بپز |
|
|
آن يكى را در قيامت ز انتباه |
در كف آيد نامه عصيان سياه |
|
|
سر سيه چون نامههاى تعزيه |
پر معاصى متن نامه و حاشيه |
|
|
جمله فسق و معصيت بد يك سرى |
همچو دار الحرب پر از كافرى |
|
|
آن چنان نامه پليد پر وبال |
در يمين نايد در آيد در شمال |
|
|
خود همين جا نامه خود را ببين |
دست چپ را شايد آن يا در يمين |
|
|
موزه چپ كفش چپ هم در دكان |
آن چپ دانيش پيش از امتحان |
|
|
چون نباشى راست مىدان كه چپى |
هست پيدا نعره شير و كپى |
|
|
آن كه گل را شاهد و خوش بو كند |
هر چپى را راست فضل او كند |
|
|
هر شمالى را يمينى او دهد |
بحر را ماء معينى او دهد |
|
|
گر چپى با حضرت او راست باش |
تا ببينى دست برد لطفهاش |
|
|
تو روا دارى كه اين نامه مهين |
بگذرد از چپ در آيد در يمين |
|
|
اين چنين نامه كه پر ظلم و جفاست |
كى بود خود در خور اندر دست راست |
|
ب ١١٦٢- ٢١٥٠ شور گز: بعض شارحان شور گز را درختى معنى كردهاند كه در كوير مىرويد و بعضى گز مازو و بعضى گز شور. در لغت نامه گز، گس معنى شده و همين بيت را شاهد آورده است. به قرينه تلخ و تيز ظاهرا، شور به معنى لغوى آن و شور گز به معنى سخت شور است، شور گزنده آزار دهنده.
انتباه: آگاه شدن.