شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٠ - صفت كردن مرد غماز و نمودن صورت كنيزك مصور در كاغذ و عاشق شدن خليفه مصر بر آن صورت، و فرستادن خليفه اميرى را با سپاه گران به در موصل و قتل و ويرانى بسيار كردن بهر اين غرض
اين داستان نيز مانند برخى داستانهاى اين دفتر به صورت هزل است و به معنى متضمن تعليمهاى اخلاقى چند. اما مأخذ آن چيست؟ در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى دو داستان آمده است. يكى از گفته كنيزى از ابو الهيجاء، و ديگرى از گفته كنيزى از حجاج.
آن چه مولانا سروده است قسمت نخست آن با هر دو داستان شبيه است و قسمت اخير آن تنها با داستانى كه كنيز حجاج گفته تطبيق مىكند.
چنان كه در سروده مولانا مىبينيم آن كه براى گرفتن كنيزك از حاكم موصل، بدان شهر مىرود فرستاده خليفه مصر است. كدام خليفه؟ و از كدام خانواده. از آن روز كه مصر به وسيله عمرو بن عاص گشوده شد تا هنگامى كه احمد بن طولون استقلال خود را در آن سرزمين اعلام كرد (نزديك به پايان سده سوم هجرى) خليفهاى در مصر نبود.
حاكمهاى اين ايالت از مدينه، دمشق سپس بغداد معين مىشد. طولونيان نيز خود را خليفه نخواندند، و پس از آن كه بر افتادند، تا رسيدن فاطميان بدان سرزمين، مصر از خليفه بغداد فرمان مىگرفت.
فاطميان از سال ٣٥٨ بر مصر مسلط شدند و تا سال ٥٦٧ بر آن كشور حاكم بودند و خود را خليفه مىخواندند. حال ببينيم ابو الهيجاء كه تنوخى در نشوار المحاضره چنين داستانى را از كنيز وى آورده كيست؟ و آيا در عصر او خليفهاى در مصر بوده است و او را براى چنين كارى نامزد كرده يا نه.
ابو الهيجاء، عبد الله بن حمدان بن حمدون بن حارث از بنى تغلب است كه در كنار موصل به سر مىبردند. پدر او حمدان بر قلعه ماردين دست يافت. معتضد عباسى براى سركوبى او رفت. حمدان قلعه را به پسرش واگذاشت و او آن را به معتضد تسليم كرد.
پسر او عبد الله كه كنيه او ابو الهيجاء است از جانب مكتفى ولايت موصل و توابع آن را يافت و تا سال ٣٠١ كه مكتفى او را عزل كرد در آن شغل بود. پس از عزل، به بغداد آمد. مقتدر او را خلعت داد و بر شغلى كه داشت گمارد. سپس در سال ٣٠٣ او و برادرش حسين را گرفت و سال ٣٠٥ آزاد كرد و راه خراسان و دينور را بدو سپرد و در سال ٣١٧ به دست يكى از فرماندهان مقتدر كشته شد.
با اين توضيح معلوم است ابو الهيجاء نمىتواند قهرمان اين داستان باشد زيرا اولا او از جانب خليفه بغداد مأموريت يافته نه از جانب خليفه مصر، ثانيا مأموريت او حكومت