شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٤٣ - حكايت در بيان آن كه كسى توبه كند و پشيمان شود و باز آن پشيمانىها را فراموش كند و آزموده را باز آزمايد، در خسارت ابد افتد، چون توبه او را ثباتى و قوتى و حلاوتى و قبول مدد نرسد چون درخت بىبيخ هر روز زردتر و خشكتر نعوذ بالله
حكايت در بيان آن كه كسى توبه كند و پشيمان شود و باز آن پشيمانىها را فراموش كند و آزموده را باز آزمايد، در خسارت ابد افتد، چون توبه او را ثباتى و قوتى و حلاوتى و قبول مدد نرسد چون درخت بىبيخ هر روز زردتر و خشكتر نعوذ بالله
|
گازرى بود و مر او را يك خرى |
پشت ريش اشكم تهى و لاغرى |
|
|
در ميان سنگلاخ بىگياه |
روز تا شب بىنوا و بىپناه |
|
|
بهر خوردن جز كه آب آن جا نبود |
روز و شب بد خر در آن كور و كبود |
|
|
آن حوالى نيستان و بيشه بود |
شير بود آن جا كه صيدش پيشه بود |
|
|
شير را با پيل نر جنگ اوفتاد |
خسته شد آن شير و ماند از اصطياد |
|
|
مدتى واماند ز آن ضعف از شكار |
بىنوا ماندند دد از چاشت خوار |
|
|
ز آن كه باقى خوار شير ايشان بدند |
شير چون رنجور شد تنگ آمدند |
|
|
شير يك روباه را فرمود رو |
مر خرى را بهر من صياد شو |
|
|
گر خرى يابى به گرد مرغزار |
رو فسونش خوان فريبانش بيار |
|
|
چون بيابم قوتى از گوشت خر |
پس بگيرم بعد از آن صيدى دگر |
|
|
اندكى من مىخورم باقى شما |
من سبب باشم شما را در نوا |
|
|
يا خرى يا گاو بهر من بجوى |
ز آن فسونهايى كه مىدانى بگوى |
|
|
از فسون و از سخنهاى خوشش |
از سرش بيرون كن و اينجا كشش |
|
ب ٢٣٣٨- ٢٣٢٦ كور و كبود: به چند معنى به كار رفته است از جمله: زيان و رنج، كه در بيت همين معنى مقصود است.
|
تاجران انبيا كردند سود |
تاجران رنگ و بو كور و كبود |
|
٢٩٢٩/ ٢