شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٥ - در بيان آن كه ما سوى الله، هر چيزى آكل و مأكول است همچون آن مرغى كه قصد صيد ملخ مىكرد و به صيد ملخ مشغول مىبود و غافل بود از باز گرسنه كه از پس قفاى او قصد صيد او داشت اكنون اى آدمى صياد آكل، از صياد و آكل خود آمن مباش اگر چه نمىبينيش به نظر چشم به
در بيان آن كه ما سوى الله، هر چيزى آكل و مأكول است همچون آن مرغى كه قصد صيد ملخ مىكرد و به صيد ملخ مشغول مىبود و غافل بود از باز گرسنه كه از پس قفاى او قصد صيد او داشت اكنون اى آدمى صياد آكل، از صياد و آكل خود آمن مباش اگر چه نمىبينيش به نظر چشم به نظر دليل و عبرتش مىبين تا چشم نيز باز شدن
|
مرغكى اندر شكار كرم بود |
گر به فرصت يافت او را در ربود |
|
|
آكل و مأكول بود و بىخبر |
در شكار خود ز صيادى دگر |
|
|
دزد گر چه در شكار كالهاى است |
شحنه با خصمانش در دنبالهاى است |
|
|
عقل او مشغول رخت و قفل و در |
غافل از شحنه است و از آه سحر |
|
|
او چنان غرق است در سوداى خود |
غافل است از طالب و جوياى خود |
|
|
گر حشيش آب و هوايى مىخورد |
معده حيوانش در پى مىچرد |
|
|
آكل و مأكول آمد آن گياه |
همچنين هر هستى غير اله |
|
|
و هو يطعمكم و لا يطعم چو اوست |
نيست حق مأكول و آكل لحم و پوست |
|
|
آكل و مأكول كى ايمن بود |
ز آكلى كاندر كمين ساكن بود |
|
|
أمن مأكولان جذوب مأتم است |
رو بدان درگاه كو لا يطعم است |
|
ب ٧٢٨- ٧١٩ آكل و مأكول: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٠/ ٣ به بعد.
در عنوان، آن كه ملخ را صيد مىكند مرغ است و آن كه مرغ را صيد مىكند باز. اما در بيت ٧١٩ شكار كننده گربه است. به نظر مىرسد تبديل مرغ و ملخ و باز، به مرغ و گربه نشان دادن اين است كه هر چيزى آكل است و مأكول، منحصر به مرغ و ملخ و باز و گربه نيست.