شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩ - بيان آن كه نماز و روزه و همه چيزهاى برونى گواهىهاست بر نور اندرونى
به معنى ريا گرفت، ظاهراً مولانا فسون را به معنى ذكر و دعا گرفته است كه نه از روى دل بلكه به زبان باشد چنان كه در بيت ١٩١ اشارت شده است.
اتصال نبودن: كنايت از تصرف نكردن.
اهل كيش: هم دينان، مسلمانان.
به طرّارى: از روى فريب.
دو گواه: روزه و زكات.
جرح شدن: رد گرديدن.
گربه روزهدار: ياد آور داستانى است كه عبيد زاكانى آن را به نام «موش و گربه» به نظم در آورده است.
خام: آن كه تجربت ندارد. آن كه زود فريفته شود.
بد ظن: بد گمان.
سَبْق بردن: سَبَقَتْ رَحْمُتُه غَضَبَه. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٦٢٧/ ٢) غدر: (مصدر مبنى از براى فاعل) غدار.
اختلاط: آميزش صدق و ريا يا ثواب و گناه.
مِغْفَر: خود.
غافر: پوشاننده.
سماك: در لغت، آن چه بدان چيزى را بالا برند و سماكان: سِماكِ رامح و سِماك أعْزَل است و در اين بيت كنايت از آسمان است:
|
با تو ما را خاك بهتر از فلك |
اى سماك از تو منور تا سَمَك |
|
٥٨٧/ ١ چنان كه خوان نهادن و هديه دادن نشانه دوستى و يگانگى است، به جاى آوردنِ واجبها و ترك نابايستها نمودار اطاعت و بندگى است و اين عمل بايد از روى صدق باشد (چنان كه در بيت ٢٥٣ همين دفتر بر آن تأكيد مىكند). گروهى اين طاعتها را از روى اخلاص به جاى مىآرند و دستهاى در آن قصد خود نمايى دارند. آن كه كردارش خالص است خدا از او مىپذيرد و سرانجام دست آن را نيز كه عملى ناخالص دارد مىگيرد، كه او سَتّارُ الْعُيوب است و غَفّارُ الذُّنوب و رحمتش بر غضبش سبقت دارد.