شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٨ - تمثيل لوح محفوظ و ادراك عقل هر كسى از آن لوح، آن كه امر و قسمت و مقدور هر روزه وى است همچون ادراك جبرئيل
تمثيل لوح محفوظ و ادراك عقل هر كسى از آن لوح، آن كه امر و قسمت و مقدور هر روزه وى است همچون ادراك جبرئيل ٧ هر روزى از لوح اعظم عقل مثال جبرئيل است و نظر او به تفكر به سوى غيبى كه معهود اوست در تفكر و انديشه كيفيت معاش و بيرون شوِ كارهاى هر روزينه مانند نظر جبرئيل است در لوح و فهم كردن او از لوح[١]
|
چون ملك از لوح محفوظ آن خرد |
هر صباحى درس هر روزه برد |
|
|
بر عدم تحريرها بين بىبنان |
وز سوداش حيرت سودائيان |
|
|
هر كسى شد بر خيالى ريش گاو |
گشته در سوداىِ گنجى كنجكاو |
|
|
از خيالى گشته شخصى پر شكوه |
روى آورده به معدنهاى كوه |
|
|
وز خيالى آن دگر با جهد مُرّ |
رو نهاده سوى دريا بهر دُر |
|
|
و آن دگر بهر ترَهُّب در كنشت |
و آن يكى اندر حريصى سوى كشت |
|
|
از خيال آن ره زن رَسته شده |
وز خيال اين مرهم خسته شده |
|
|
در پرى خوانى يكى دل كرده گم |
بر نجوم آن ديگرى بنهاده سُم |
|
|
اين روشها مختلف بيند برون |
ز آن خيالات مُلَوَّن ز اندرون |
|
|
اين در آن حيران شده كآن بر چى است |
هر چشنده آن دگر را نافى است |
|
|
آن خيالات ار نبد نامؤتَلِف |
چون ز بيرون شد روشها مختلف |
|
|
قبله جان را چو پنهان كردهاند |
هر كسى رو جانبى آوردهاند |
|
ب ٣٢٨- ٣١٧ لوح محفوظ: لوحى كه مصون از دگرگونى است. در قرآن كريم آمده است:
[١] -اين عنوان در حاشيه نسخه اساس افزوده شده است.