شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٤ - تفسير يا حسرة على العباد
دانه بىدانگى: نظير: برگ بىبرگى. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٩٢٧/ ١) دريدن: استعارت از رها كردن لذتهاى دنياوى.
قبا دوزى: استعارت از رسيدن به لذتهاى معنوى بر اثر واگذاردن هواى نفس.
اين بيتها نتيجهاى از كار دو دسته است. دستهاى كه خود را به خدا فروختند و جز بدو رو نياوردند، و به دنيا و زيورهاى آن ننگريستند. از قوت جسمانى گذشته و به قوت روحانى رسيدند، و دستهاى كه به دنيا پرداختند و به نعمت آن بسنده كردند. دسته نخست آنانند كه خدا در بارهشان فرمايد: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ. (سجده، ١٧) و دسته دوم مشمول اين آيهاند: فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسِيناكُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. (سجده، ١٤) و به مناسبت دريدن و قبا دوزى داستان بعد را مىآورد.