شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٨ - بيان آن كه نماز و روزه و همه چيزهاى برونى گواهىهاست بر نور اندرونى
بيان آن كه نماز و روزه و همه چيزهاى برونى گواهىهاست بر نور اندرونى
|
اين نماز و روزه و حجّ و جهاد |
هم گواهى دادن است از اعتقاد |
|
|
اين زكات و هديه و تركِ حسد |
هم گواهى دادن است از سرِّ خود |
|
|
خوان و مهمانى پى اظهار راست |
كاى مِهان ما با شما گشتيم راست |
|
|
هديهها و ارمغان و پيش كش |
شد گواه آن كه هستم با تو خوش |
|
|
هر كسى كوشد به مالى يا فسون |
چيست دارم گوهرى در اندرون |
|
|
گوهرى دارم ز تقوى يا سخا |
اين زكات و روزه در هر دو گوا |
|
|
روزه گويد كرد تقوى از حلال |
در حرامش دان كه نبود اتِّصال |
|
|
و آن زكاتش گفت كو از مال خويش |
مىدهد، پس چون بدزدد ز اهل كيش؟ |
|
|
گر به طرّارى كند، پس دو گواه |
جَرح شد در محكمه عدل اله |
|
|
هست صيّاد ار كند دانه نثار |
نه ز رحم وجود بل بهر شكار |
|
|
هست گربه روزهدار اندر صيام |
خفته كرده خويش بهر صيد خام |
|
|
كرده بد ظن زين كژى صد قوم را |
كرده بد نام اهل جود و صوم را |
|
|
فضل حق با اين كه او كژ مىتند |
عاقبت زين جمله پاكش مىكند |
|
|
سَبْق برده رحمتش و آن غدر را |
داده نورى كه نباشد بدر را |
|
|
كوشش را شُسته حق زين اختلاط |
غسل داده رحمت او را زين خباط |
|
|
تا كه غفّارى او ظاهر شود |
مغفرى كلّيش را غافر شود |
|
|
آب بهر اين بباريد از سِماك |
تا پليدان را كند از خُبث پاك |
|
ب ١٩٩- ١٨٣ فسون: شارحان مثنوى از ديرباز اين كلمه را تعبيرها كردهاند: ريا، نماز خواندن، حيلت، و معنىهايى قريب بدين معنىها. چون فسون مقابل مال به كار رفته است، نمىتوان آن را