شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧ - در سبب ورود اين حديث مصطفى صلوات الله عليه كه الكافر يأكل فى سبعة امعاء و المؤمن يأكل فى معى واحد
عوج: اشارت است به عوج بن عنق به مناسبت درشتى اندام مرد.
عوج ابن غز: غزان طايفهاى از تركمانان كه در پادشاهى سلطان سنجر بر خراسان تاختند.
شاه را گرفتند و در قفس نهادند و بردند. بسيارى از بزرگان خراسان به دست آنان كشته شد، دارايىها به غارت رفت، شهرها و روستاها ويران گشت. عوج بن غز جمله تحقير آميز است.
طبلى خوار: طبل خواره، پر خور.
گبر: كافر، نامسلمان.
تقاضا: درخواست (قضاى حاجت).
تقاضا خانه: كنايت از معده.
بىخاك پوش: كه نتوان آن را پنهان كرد.
وا ثُبورا: ثُبور به معنى هلاكت است ليكن وا ثبورا، بيشتر براى شكوه از مصيبت به كار مىرود.
ثبور گفتن كافر در گور: گرفته از قرآن كريم است در باره كافران: وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً: وَ چون در آن (دوزخ) در جاى تنگ افكنده شوند دستها بر گردن بسته وا ثبورا گويند.» (فرقان، ١٣) چنان كه در روايت مجلسى ديديم نام مهمان ابو غزوان بود و تعبير مولانا از او به ابن غز با آن روايت مناسبتر است. اما داستان در بستن كنيز و زنجير آويختن و بقيه آن چه تا پايان داستان سروده است در هيچ يكى از مأخذها ديده نشده، و پيداست كه طبع ظريف و شاعرانه مولانا او را واداشته است كه اين داستان را هر چه جالبتر به نظم در آورد. بودن هفت بز در حجره و غضب كردن كنيزك و در بستن به روى مهمان و زنجير بر در آويختن، تصويرهاى شاعرانه است و در آن روز در خانه رسول ٦ مصداق خارجى نداشته است.