شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥٥ - تفسير أسفل سافلين إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم أجر غير ممنون
|
گر تو كردى شكر سعى مجتهد |
غم مخور كه صد چنان بازت دهد |
|
|
ور نكردى شكر اكنون خون گرى |
كه شده است آن حسن از كافر برى |
|
|
أمة الكفران أضل اعمالهم |
امة الإيمان أصلح بالهم |
|
|
گم شد از بىشكر خوبى و هنر |
كه دگر هرگز نبيند ز آن اثر |
|
|
خويشى و بىخويشى و شكر وداد |
رفت ز آن سان كه نياردشان به ياد |
|
|
كه أضل أعمالهم اى كافران |
جستن كام است از هر كامران |
|
|
جز ز أهل شكر و اصحاب وفا |
كه مر ايشان راست دولت در قفا |
|
ب ١٠٠٠- ٩٩١ نور را بىشيشه ديدن: معنى را بدون واسطه صورت دريافتن. و به تعبير ديگر چنان كه در بيت بعد گويد به علم صورى قانع نشدن. حقيقت را از جز كتاب و درس يافتن.
در چراغ غير: اگر چيزى از علم مىآموزى به خود غره مباش كه آن از كوشش تو نيست، موهبتى است كه خدا به تو داده.
مستعير: عاريت گيرنده.
فتا: فتى: جوانمرد، و در بيت مقصود مالك و خداوند چيزى.
سعى مجتهد: كوششى كه با جد و جهد توأم باشد.
امة الكفران ...: كوشش كافر نعمتان باطل گرديد و كار امت ايمان را سازوارى داد. گرفته از قرآن كريم است: الذين كفروا و صدوا عن سبيل الله أضل أعمالهم. و الذين آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل على محمد و هو الحق من ربهم كفر عنهم سيئاتهم و أصلح بالهم: آنان كه كافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، كردارشان را تباه ساخت و آنان كه گرويدند و كارهاى نيك كردند و گرويدند بدان چه بر محمد فرستاده شده- و آن راست است- از جانب پروردگارشان، بدىهاشان را از آنان زدود و كارشان را سامان داد.» (محمد، ١- ٢) به دنبال تفسير آيهاى كه عنوان كرد و احسن تقويم و اسفل سافلين را شادابى جوانى و سستى پيرى معنى فرمود و اشارت كرد كه آن زيبايى و نيرو از آن جسم نيست، بلكه افاضتى است از آفريننده جسم و آن چون تابش نور در شيشه سه رنگ است، در اين بيتها به نكته ديگرى اشارت مىكند كه در بيشتر جاى از مثنوى به تعبيرهاى