شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣٥ - در ابتداى خلقت جسم آدم
سبق رحمت بر غضب: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٦١٧/ ٢ و ٢٦٢٧/ ٢.
انتباه: آگاهى.
بوى مىبرد: زمين جبرائيل را سوگند مىداد خاك از او بر نگيرد چون بو برده بود كه از او انسانى خواهند آفريد كه مرتكب خطا مىشود.
هشت حامل: اشارت است به قرآن كريم: و يحمل عرش ربك فوقهم يومئذ ثمانية: و بر مىدارد عرش پروردگارت را بر فراز سرشان در آن روز هشت تن [فرشته].» (حاقه، ١٧)
|
معدن شرم و حيا بد جبرئيل |
بست آن سوگندها بر وى سبيل |
|
|
بس كه لابه كردش و سوگند داد |
باز گشت و گفت يا رب العباد |
|
|
كه نبودم من به كارت سر سرى |
ليك ز آن چه رفت تو داناترى |
|
|
گفت نامى كه ز هولش اى بصير |
هفت گردون باز ماند از مسير |
|
|
شرمم آمد گشتم از نامت خجل |
ور نه آسان است نقل مشت گل |
|
|
كه تو زورى دادهاى املاك را |
كه بدرانند اين افلاك را |
|
ب ١٥٨٠- ١٥٧٥ سبيل بستن: از كار باز داشتن.
نامى كه گردون را از مسير باز مىدارد: الله. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٥٦٢/ ٥) زورى دادهاى: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٦/ ٣.
املاك: جمع ملك.