شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩٤ - در معنى اينكه ارنا الأشياء كما هي و معنى اينكه لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا و قوله
در معنى اينكه ارنا الأشياء كما هي و معنى اينكه لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا و قوله
|
در هر كه تو از ديده بد مىنگرى |
از چنبره وجود خود مىنگرى |
|
|
پايه كژ كژ افكند سايه |
|
اى خروسان از وى آموزيد بانگ |
بانگ بهر حق كند نه بهر دانگ |
|
|
صبح كاذب آيد و نفريبدش |
صبح كاذب عالم و نيك و بدش |
|
|
اهل دنيا عقل ناقص داشتند |
تا كه صبح صادقش پنداشتند |
|
|
صبح كاذب كاروانها را زده است |
كه به بوى روز بيرون آمده است |
|
|
صبح كاذب خلق را رهبر مباد |
كو دهد بس كاروانها را به باد |
|
|
اى شده تو صبح كاذب را رهين |
صبح صادق را تو كاذب هم مبين |
|
|
گر ندارى از نفاق و بد امان |
از چه دارى بر برادر ظن همان |
|
|
بد گمان باشد هميشه زشت كار |
نامه خود خواند اندر حق يار |
|
|
آن خسان كه در كژىها ماندهاند |
انبيا را ساحر و كژ خواندهاند |
|
ب ١٩٨٢- ١٩٧٤ ارنا الأشياء كما هي: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٤٦٥/ ٢.
لو كشف الغطاء: اگر پرده برخيزد يقينم افزون نگردد. سخن على (ع) است. (شرح غرر الحكم و درر الكلم، ج ٥، ص ١٠٨) پايه كژ:
|
خلق سايه است و شاه بد پايه |
پايه كژ كژ افكند سايه |
|
(حديقة الحقيقة، ص ٥٤٩)[١]
[١] ياد آورى آقاى دكتر دبير سياقى.