شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩٢ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالى فى حق ابليس انه كان من الجن ففسق
پالوده: كنايت از چرب و شيرين دنيا.
مطبخ: دنيا و نعمتهاى دنياوى.
پوستين و چارق از ياد رفتن: آغاز خود را فراموش كردن. آدمى چون از نعمت برخوردار شود خردى خود را فراموش كند كه: إن الإنسان ليطغى أن رآه استغنى. (علق، ٦- ٧) سفينه راستين: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٥٣٧/ ٤.
ظلمنا: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٩/ ٢.
بر ولا: پى در پى.
ديو گويد: اشارت است به بيزارى شيطان از آدمى: و قال الشيطان لما قضي الأمر إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فأخلفتكم و ما كان لي عليكم من سلطان إلا أن دعوتكم فاستجبتم لي: چون قيامت فرا رسد شيطان گويد خدا به شما وعده راست داد و من به شما وعده دادم و خلاف آن كردم و مرا بر شما هيچ قدرتى نبود جز كه شما را خواندم و پاسخ مرا داديد.» (ابراهيم، ٢٢) سر بريد ...: اشارت است بدان كه آن هنگام باز گشت سودى ندارد و اين باز گشت نابهنگام را به بانگ نابهنگام خروس همانند كرده است. چنان كه در باره فرعون است: حتى إذا أدركه الغرق. قال آمنت أنه لا إله إلا الذي آمنت به بنوا إسرائيل و أنا من المسلمين. (يونس، ٩٠) مرغ بىهنگام: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٩٤٣/ ١.
نماز بىنماز: شارحان آن را گونه گون معنى كردهاند. به قرينه ورد بر ولا در غرقاب فنا گفتن و مرغ بىهنگام، واضح است كه معنى نماز بىنماز، به ظاهر بندگى كردن و در نهان به خلاف آن رفتن. (از او كه شاه را به خوبى مىشناسد دور است كه خود را امين نماياند و از مال او بر دارد و ذخيره بنهد.) خروس آسمان: اشارت است به حديثى كه مجلسى از توحيد صدوق آورده است: «خداى تعالى را فرشتهاى است به صورت خروسى چشم فراخ سياه سفيد چنگالهاى آن در زمين هفتم، تاج آن دو تا زير عرش. آن را دو پر است يكى در مشرق و ديگرى در مغرب، يكى از آتش و ديگرى از برف. چون وقت نماز شود بر چنگالهاى خود بايستد و گردن خود را از زير عرش دراز كند و دو پر خود را به هم زند ...» (بحار الانوار، ج ٨٤،