شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥٠ - بيان آن كه كشتن خليل
حق از پرده رقيق تافتن: كنايت از آشكار شدن زيبايى.
خروس يكى ديگر از چهار مرغ است كه خليل (ع) مأمور كشتن آن شد، چنان كه ديديم مولانا از «أربعة من الطير» تفسيرى عارفانه مىكند و هر يك از مرغها را رمز يكى از خوىهاى زشت مىداند، خروس رمز شهوت است و شهوت دامى است سخت از دامهاى شيطان.
مضمون اين بيتها ظاهرا گرفته از روايتى است كه انقروى آن را در شرح خود از انس بن مالك آورده است. و در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى از احياء علوم الدين نقل شده. ترجمه اين حديث را با اندك اختلاف در تركيب از تفسير در المنثور سيوطى مىآوريم: «از قتاده روايت است كه چون ابليس به زمين فرود آمد، آدم گفت پروردگار من او را (ابليس را) لعن كردى علم او چه؟ گفت سحر. گفت خواندن او؟ گفت شعر.
گفت كتاب او؟ گفت نقش و نگار. گفت طعام او؟ گفت هر مردار و آن چه به هنگام كشتن نام خدا بر آن خوانده نشود. گفت نوشابه او؟ گفت هر چه مستى آرد. گفت آرام جاى او؟ گفت حمام. گفت نشستنگاه او؟ گفت بازارها. گفت آواز او؟ گفت مزمار. گفت دام او؟ گفت زنان.» (در المنثور، ج ١، ص ٦٣)