شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٩٣ - در بيان قول رسول
الْإِسْلام.» (نهايه ابن اثير، ذيل بتل) تبتل زن نگرفتن است و نيز: «لَيْسَ فِى امّتِى رهبانِيَّة و لا سِيَاحَةَ وَ لَا زَمٌ.» (خصال صدوق، ج ١، ص ١٥٥، بحار الانوار، ج ٦٧، ص ١١٥) «سياحة» دورى از مردم است براى عبادت و «زَمْ» سكوت است و با مردم سخن نگفتن.
و نيز اين حديث: «إنَّمَا رَهْبَانِيّة امَّتِى الْجِهاد فِى سَبيلِ اللَّه.» (بحار الانوار، ج ٦٧، ص ١١٥، از امالى صدوق) پر مكن: سخن حكيم است به طاوسى كه پر خود را مىكند (بيت ٥٣٦).
جهاد: جهاد با نفس هنگامى متحقق است كه نفس خواهان چيزى باشد و تو آن را باز دارى.
امتثال: انجام دادن فرمان.
حَيْل: (اسم است از احتيال) مكر.
خَصى: اخته. و از اخته كردن انسان خود را نهى شده است. در احاديث مثنوى (ص ١٥٣) روايتى ناقص از حلية الأولياء آمده است كه تمام آن از تهذيب شيخ طوسى نوشته مىشود.
عبد اللَّه بن جابر از عثمان بن مظعون روايت كند: «قلت لرسول اللَّه ٦ يا رسول اللَّه اردت ان أسألك عن اشياء قال و ما هي يا عثمان؟ قلت إنِّى أردت ان أترهَّبَ قال لا تفعل يا عثمان. فأن ترهب امتى القعود فى المساجد و انتظار الصّلاة بعد الصلاة قال فانى أردت يا رسول اللَّه أَن أختصي قال لا تفعل يا عثمان فان اختصاء امتى الصيام.» (تهذيب الاحكام، ج ٤، ص ١٩٠- ١٩١، و نگاه كنيد به: قاموس الرجال، ذيل احوال عثمان بن مظعون) غازيى: جنگ كردن. جهاد كردن. (اگر كافرى نباشد به غزا رفتن معنى نخواهد داشت.) أنْفقوا: هزينه كنيد.
اكْسِبوا ...: كسب كنيد، بورزيد، پس انفاق كنيد.
اصبروا: گرفته از قرآن كريم است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. (آل عمران، ٢٠٠) كلوا: گرفته از قرآن كريم است: كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا: بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد.» (اعراف، ٣١)