شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٨٤ - قصد شاه به كشتن امرا و شفاعت كردن اياز پيش تخت سلطان كه اى شاه عالم العفو اولى
قصد شاه به كشتن امرا و شفاعت كردن اياز پيش تخت سلطان كه اى شاه عالم العفو اولى
|
پس اياز مهرافزا بر جهيد |
پيش تخت آن الغ سلطان دويد |
|
|
سجدهاى كرد و گلوى خود گرفت |
كاى قبادى كز تو چرخ آرد شگفت |
|
|
اى همايى كه همايان فرخى |
از تو دارند و سخاوت هر سخى |
|
|
اى كريمى كه كرمهاى جهان |
محو گردد پيش ايثارت نهان |
|
|
اى لطيفى كه گل سرخت بديد |
از خجالت پيرهن را بر دريد |
|
|
از غفورى تو غفران چشم سير |
روبهان بر شير از عفو تو چير |
|
|
جز كه عفو تو كه را دارد سند |
هر كه با امر تو بىباكى كند |
|
|
غفلت و گستاخى اين مجرمان |
از وفور عفو توست اى عفولان[١] |
|
ب ٤٠٩٥- ٤٠٨٨ چشم سير: به معنى نظر بلند و بىاعتنا به مال و جاه است ولى در اين بيت، به معنى خشنود، رضايتمند و مانند آن به كار رفته است. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٤١٠٦/ ٥)
|
چو ديدم خوان تو بس چشم سيرم |
چو خوردم ز آب تو زين جوى جستم |
|
(ديوان كبير، بيت ١٥٧٧٩) جز كه عفو تو: آن كه فرمان تو را سبك گيرد جز بخشش تو كس دستش نگيرد.
|
لطف شه جان را جنايت جو كند |
ز انكه شه هر زشت را نيكو كند |
|
٣٣٤/ ٢ عفولان: بخشش زار، بخشش جاى، سراسر بخشش.
|
دائما غفلت ز گستاخى دمد |
كه برد تعظيم از ديده رمد |
|
[١] در حاشيه نسخه اساس: مستعان.