شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٨٥ - قصد شاه به كشتن امرا و شفاعت كردن اياز پيش تخت سلطان كه اى شاه عالم العفو اولى
|
غفلت و نسيان بد آموخته |
ز آتش تعظيم گردد سوخته |
|
|
هيبتش بيدارى و فطنت دهد |
سهو و نسيان از دلش بيرون جهد |
|
|
وقت غارت خواب نايد خلق را |
تا بنر بايد كسى زو دلق را |
|
|
خواب چون در مىرمد از بيم دلق |
خواب نسيان كى بود با بيم حلق |
|
|
لا توأخذ ان نسينا شد گواه |
كه بود نسيان به وجهى هم گناه |
|
|
ز آن كه استكمال تعظيم او نكرد |
ور نه نسيان در نياوردى نبرد |
|
|
گر چه نسيان لا بد و ناچار بود |
در سبب ورزيدن او مختار بود |
|
|
كه تهاون كرد در تعظيمها |
تا كه نسيان زاد با سهو و خطا |
|
ب ٤١٠٤- ٤٠٩٦ دميدن: پديد آمدن.
رمد: ورمى است كه در چشم پيدا شود و مانع ديدن گردد. ظاهر معنى بيت اين است كه موجب غفلت گستاخى است، ولى در معنى عكس آن است. غفلت است كه گستاخى را سبب مىشود و از نيم بيت دوم اين معنى آشكار است. (آگاهى از بزرگى مولى ديده را بينا مىكند تعظيم او را موجب مىشود و غفلت از آن، سبب گستاخى مىگردد.) غفلت و نسيان ...: بزرگ داشتن مولى، غفلت و نسيان را از خاطر مىبرد كه: و من يعظم حرمات الله فهو خير له عند ربه ... (حج، ٣٠) و من يعظم شعائر الله فإنها من تقوى القلوب. (حج، ٣٢) بيم حلق: كنايت از ترس جان و كشته شدن، و در آن تلميحى است به عذاب آخرت.
لا تؤاخذنا: ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا: پروردگار ما اگر فراموش كرديم يا خطا كرديم بر ما مگير.» (بقره، ٢٨٦) نسيان به وجهى گناه بودن: در حديثى كه در تداول فقيهان به حديث رفع مشهور است چنين آمده است: «رفع عن هذه الامة ست: الخطأ و النسيان و ما استكرهوا عليه و ما لا يعلمون و ما لا يطيقون و ما اضطروا إليه.» ولى ظاهر آيه «لا تؤاخذنا ان نسينا» آن است كه نسيان نيز موجب مؤاخذت مىشود.
چرا كه نسيان از غفلت است و در حديثى از رسول خدا ٦ چنين آمده است: «و اما علامة الغافل فأربعة، العمى، و السهو و اللهو و النسيان.» (تحف العقول، ص ٢٥، بحار الانوار، ج ١٠، ص ١٢٢)