شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٠٠ - در بيان آن كه عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل
در بيان آن كه عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل
|
همچو هاروت و چو ماروت آن دو پاك |
بستهاند اينجا به چاه سهمناك |
|
|
عالم سفلى و شهوانى درند |
اندر اين چَه گشتهاند از جرم بند |
|
|
سحر و ضدِّ سحر را بىاختيار |
زين دو آموزند نيكان و شرار |
|
|
ليك اول پند بدهندش كه هين |
سحر را از ما مياموز و مچين |
|
|
ما بياموزيم اين سحر اى فلان |
از براى ابتلا و امتحان |
|
|
كامتحان را شرط باشد اختيار |
اختيارى نبودت بىاقتدار |
|
ب ٦٢٥- ٦٢٠ هاروت و ماروت: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٣٢١/ ١، و شرح عنوان آن بيت.
آن دو پاك: عقل و روح.
چاه سهمناك: استعارت از تن آدمى كه در جهان طبيعت به سر مىبرد.
جُرم: روى آوردن به اميال شهوانى.
سحر: استعارت از شرها و بدىها.
ضد سحر: خير و صلاح.
پند دادن: اشارت است به قرآن كريم در باره آن دو فرشته: وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ. (بقره، ١٠٢) مفسران در باره هاروت و ماروت گونه گون سخن گفتهاند از جمله آن كه از آن دو مقصود روح و عقل است. سلطان على گنابادى در تفسير خود نوشته است: «مراد از دو ملك دو قوه علّامه و فعّالهاند كه خداى تعالى آن دو را از عالم ارواح نازل فرمود.» (بيان السعادة، ذيل همان آيه) در باره آمدن آن دو فرشته در زمين و داستان