شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٣ - فيما يرجى من رحمة الله تعالى معطى النعم قبل استحقاقها و هو الذى ينزل الغيث من بعد ما قنطوا و رب بعد يورث قربا و رب معصية ميمونة و رب سعادة تأتى من حيث يرجى النقم ليعلم أن الله يبدل سيئاتهم حسنات
|
ما فرستاديم از چرخ نهم |
كيميا يصلح لكم اعمالكم |
|
|
خود چه باشد پيش نور مستقر |
كر و فر اختيار بو البشر |
|
|
گوشت پاره آلت گوياى او |
پيه پاره منظر بيناى او |
|
|
مسمع او آن دو پاره استخوان |
مدركش دو قطره خون يعنى جنان |
|
|
كرمكى و از قذر آكندهاى |
طمطراقى در جهان افكندهاى |
|
|
از منى بودى منى را واگذار |
اى اياز آن پوستين را ياد دار |
|
ب ١٨٥٦- ١٨٤٧ مباح: روا. (لاابالى گفتن شايسته كسى است كه خيانت كردن و درست كار بودن بندگان، او را زيانى يا سودى نرساند. مضمون بيت مناسب با سروده حافظ است:
|
بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود |
به زهد همچو تويى يا به فسق همچو منى |
|
يصلح لكم: گرفته از قرآن كريم است: يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سديدا يصلح لكم أعمالكم و يغفر لكم ذنوبكم: اى كسانى كه ايمان آورديد از خدا بترسيد و سخن استوار گوييد تا به صلاح آورد براى شما كردارتان را و بيامرزد گناهانتان را.» (احزاب، ٧٠- ٧١) پيه پاره: چشم:
|
از دو پاره پيه اين نور روان |
موج نورش مىزند بر آسمان |
|
(٢٤٣٩/ ٢ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٤٣٩/ ٢ به بعد) نه طاعت بندگان، خدا را سودى مىرساند و نه نافرمانى آنان او را زيانى. آن چه از امر و نهى فرموده براى آن است كه آدمى بكوشد تا خود را به كمال كه در خور آن است برساند. و خود را بنده به شمار آرد، و بداند اگر او را نعمتى است از خداست. چون به چنين درجت رسيد، اگر هم خطايى از او سر زند و بخشش خواهد خدايش ببخشد و مثال آن در داستان آينده است، از كردار اياز.