شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٧ - فرق ميان دعوت شيخ كامل واصل و ميان سخن ناقصان فاضل فضل تحصيلى بر بسته
فرق ميان دعوت شيخ كامل واصل و ميان سخن ناقصان فاضل فضل تحصيلى بر بسته
|
شيخ نورانى ز ره آگه كند |
با سخن هم نور را همره كند |
|
|
جهد كن تا مست و نورانى شوى |
تا حديثت را شود نورش روى |
|
|
هر چه در دوشاب جوشيده شود |
در عقيده طعم و دوشابش بود |
|
|
از جزر وز سيب و به وز گردكان |
لذت دوشاب يابى تو از آن |
|
|
علم اندر نور چون فرغرده شد |
پس ز علمت نور يابد قوم لد |
|
|
هر چه گويى باشد آن هم نورناك |
كآسمان هرگز نبارد غير پاك |
|
|
آسمان شو ابر شو باران ببار |
ناودان بارش كند نبود به كار |
|
|
آب اندر ناودان عاريتى است |
آب اندر ابر و دريا فطرتى است |
|
|
فكر و انديشه است مثل ناودان |
وحى و مكشوف است ابر و آسمان |
|
|
آب باران باغ صد رنگ آورد |
ناودان همسايه در جنگ آورد |
|
ب ٢٤٩٣- ٢٤٨٤ فضل تحصيلى بر بسته: فضلى كه متعلم از استاد گرفته باشد. فضل اكتسابى. مقابل فضل بر رسته. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٥٦٦/ ٣) نور: كنايت از روشنى كه شيخ كامل به دل مريد افاضت مىكند و بدان از حقيقت آگاهش مىسازد. سخن او در دل شنونده اثر مىكند و راه را بدو مىنماياند.
|
وعظى كه بود بهر خدا با اثر افتد |
وز گفتن او تازه شود قلب مكدر |
|
(قاآنى) روى: شارحان آن را گونه گون معنى كردهاند. در لغتنامه اين بيت و دو بيت ديگر شاهد معنى دنبالهرو است. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١١٦٥/ ٣) و در اين بيت نيز به همين معنى