شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٢ - تمثيل روشهاى مختلف و همتهاى گوناگون به اختلاف تحرى متحريان در وقت نماز قبله را، در وقت تاريكى و تحرى غواصان در قعر بحر
|
چون تحرّى در دل شب قبله را |
قبله نىّ و آن نمازِ او روا |
|
٢٢٨٥/ ١ ثَمين: گران بها.
شَبَّه: شَبه معرب آن سَبَج. سنگى است سياه و براق.
هكذي يبلوهم ...: اين چنين مىآزمايد آنان را به ساهره (قيامت) فتنهاى كه رسوا كننده و مقهور كننده است. «سَاهَره» در لغت به معنى روى زمين و زمين بيمناك آمده است و در آيه: فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ (نازعات، ١٤) گفتهاند ساهره زمين قيامت است.
گرد شمع خود طواف كردن: از عقل خود استفاده كردن. پىِ انديشه خود را گرفتن.
آتش موسى: اشارت است به نورى كه در كوه درخشيد و موسى (ع) آن را آتش پنداشت.
لهيب: شعله آتش.
صبحدم: كنايت از قيامت.
نور خلود: نور جاويد، چون قيامت شود، دگرگونى نبود و هر كه را هر چه نصيب شود جاودانه است.
جوق پروانه: آنان كه ديده حقيقت بينشان بسته بود و فريب ظاهر را خوردند.
پر سوختن از شمع ظفر: پذيرفته درگاه حق گشتن. آن كه بر خود سختى نهاد، و جسم را به عبادت و رياضت گداخت، پيروز است.
چنان كه بارها و با تعبيرهاى گوناگون فرموده است، حقيقت از همگان نهان است و جهانيان در پى يافتن آن اين سو و آن سو دوان. اين دوندگىِ كوركورانه را به غواصان همانند كرده است كه در ژرفاى دريا هر چه به دستشان رسيد گوهر پندارند و در توبره گذارند. چون از دريا بر آمدند آشكار مىشود چه برداشتهاند، قيامت چون بر آمدن از تاريكى درياست. و آن را يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ (طارق، ٩) فرمود است آن روز كه نهانىها آشكار مىشود آن كه براى خدا كار كرده است و پر او از شمع ظفر سوخته است خدايش عوض دهد و آن كه به راه شيطان رفته گريان است و پيشواى او گويان كه: إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبِّ الْعالَمِينَ. (حشر، ١٦)